2777
2789

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅


هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

هیچوقت نمیفهمی که تو نتونستی یا واقعا نمیشد💔... خیلی قلبمو شکستی، امیدوارم وقتی دست میکنی تو جیب لباس زمستونیت، رسیدهای سال ۱۳۹۹ بیان بیرون. تو سیاه زمستون با ی چمدون وسط خیابون آواره بودم جارو زدم جیبمو یه قهوه خریدم تا با گرماش دستامو گرم نگهدارم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108