2777
2789
دیشب ک مادر پدرش نرسیده بودن

اها... هیچی دیگ رسیدن... بنده خدا ها جفتشون داغون مامانش ک خیلی حالش بد شد... شوهرش اومد خونه کلی گرم و گیر انگار مث قبل مهمون اومده که باباش شروع کرد صحبت و فهمیدن جریان چیه... نشست جلو دختره عجز و لابه ک اشتباه کرده و اونجوری ک فک کرده نبوده... تاراهم گفته میرم اونم گفته به باباش اینا ک نمیزارم زنمو ببربن... گفته ابرومو ببر ولی از پیشم نرو و... خلاصه امروز با باباش اینا رفت شهرشون....

سلام ننه😍 فکر نمیکردم انقدر زود مهمون خونمون شی💜 بیا که آجیا حسابی منتظرن. همه‌مون دوست داریم. امضا:خونوادت😘👨‍👩‍👧‍👧👶

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ای وای ۲۱ سالش بود از من  ی شال بزرگتره بیچاره 😔😪

تو تاپیکش دیدم زیاد با شوهرش اختلاف داشتن خیلی زیاد.. و این دوری و سردی میاره.. ب نظرم شوهرشو بترسونه و ببخشه و سعی کنن باهم خوب باشن 

یا رب نظر توبر نگردد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792