من با مادرشوهرم توی ی ساختمونیم
پدرشوهرم فوت شده و مادرشوهرمم تنهاس. کلا دوتا نوه داره ک دختر من بزرگترینه و 7 ماهشه. و اون یکی نوه ام اصلا خونشون از ما جداست. ینی ما فقط پیش مادرشوهریم
من تو طول روز نیاز دارم نیم تا یک ساعت بچه مو مادرشوهرم نگه داره. چمیدونم یوقت میخام دستشویی بشورم، حمام برم یا...
ولی در اکثر اوقات مادرشوهرم با اکراه قبول میکنه
من با این مساله مشکل دارم. خب اون تنهاس. دوست داره نوه شم پیشش باشه ولی تنهایی قبولش نمیکنه. منم کار و زندگی دارم. با بچه بخوام کار کنم سختمه. تازه نصف روزمم خونه مادرشوهرم باشم
اونم خونم نمیاد. چون رو تمیزی حساسه و ب نطر من وسواس داره و خونه ریخت و پاش منو ببینه مورمورش میشه لابد. اینو بهم نگفته ولی چون هیچ وخ خونمون نمیاد این حسو نسبت بهش دارم
ب شوهرم میگم یا من روزی 1 ساعت با بچم کلا برم پیش مامانت و بعدش سریع بیام خونه خودم ب خونه برسم
یااین ک خب هرکی بچه رو میخاد باید نگهش داره. ی نیم ساعت برا من نگهش داره. دور از جون شما و خودش نمیمیره ک
ولی شوهرم میگه تو حساسی. هر روز ازش بپرس امروز بچه منو نگه میدارید یا نه
درحالی ک ب نطر من پرسیدن این سوال مسخره درحالی ک در اکثر مواقع طرف با اکراه بگه خب چکار کنم بده نگهش دارم برات. یا باشه حالا اگه کار داری بذارش و... فقط کم کردن شان ادمه