یکبار هم تو روم ایستاد البته
اصلا هم بهش نمیاد
گریه کردم... اونموقع ها اوایل ازدواج گریه میکردم...ی بار سر همین دانشجوش ک چرا پیامشو جواب دادی نگفتی...چرا ...
گفت میدونی چیه دلم خواسته...چون سخت گرفتی
...
پشت تلفن گفت
قطع کرد
اولش دنیا رو سرم خراب شد...انقد زار زدم تو خیابون
بعد دیدم فایده نداردگفتم باشه بیا خونه
وقتی اومد گفتم چرا اینکارو کردی،غرور داشت فکر کرد خیلی قلدره و. ..
زد ب سرم
در اتاقو شکوندم...
خیلی ترسید