هيچي مطب مشاوره نشسته بودم
مشاورم از اين زنگ داشت ك يني نفر بعدي
زنگ زد منشي اسممو گفت
منم فك كردم ميگه ميشه درو باز كني
يني فك كرذم زنگ دره
رفتم در وا كردم ديدم كسي نيس
گفت نه عزبزم اقاي دكتر منتظرن
منم گفتم ميدرنم ميدونم يك دقيقه جواب تلفن مامانمو بدم