همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
سخته اما بهتره ب خودت بقبلونی که این اتفاق افتاده و واسه درس خوندن رفته حالا شما میخوای بشینی غصه بخوری؟تا کی؟تا وقتی عمرت همینجوری بگذره و اخرش پشیمون شی؟توام فکر پیشرفت خودت باش
حافظ سوره قل هو الله احد راهنمايي که بودم يه معلم داشتيم که مي گفت هر انساني صورتش شبيه يه حيوون حالا بنظرتون شما شبيهِ چه حيوني هستيد؟!هر کي براي خودش يه چيزي در مياورد.يه دوست داشتم اسمش سميه بود کپ پنگوئن بود هميشه هم مثل پنگوئن راه مي رفت. اما بلند شد با افتخار گفت: « من سگِ پا کوتاه هستم.» مام چيزي نگفتيم دلش بکشنه. چه اشکال داره؟ سگ نجيبِ خوبِ بذار باشه يادمِ اون موقع بيشتريا آهو بودن.يعني به هر کي که مي رسيد چند بار پلک مي زد مي گفت من شبيهِ آهو هستم. حالا شبيه هر چي بودن اِلا آهو يکيشون که کپ بوزينه بود. يعني با بوزينه مثل گوجه اي مي موندن که از وسط له شده باشن ها اما باز رو يه پا واستاد گفت من آهو هستم خلاصه به ما که رسيد ما راس و حسيني صاف واستاديم گفتيم به ما مي گن شتر نمي دونم چرا کلِ کلاس ترکيد.چه کنم خو؟ اين داييمون از بچگي واس خاطرِ لبامون به ما مي گفت شتر. لب شتري، لب شتري از دهنش نمي افتاد لب شتری ک خوب بود بضی وقتام میگفت مارال شبیه شتره. معلممونم که تا اون موقع هم خودش و حفظ کرده بود پکيد از خنده
تو فکر میشرفت خودم هستم.. ولی این قصه خیلی پیجیده اس نمیشه بگی
من همچین حسی رو داشتم وقتی طرفم رفته بود سربازی ولی دیگه عادت کردم و با خودم کنار اومدم
حافظ سوره قل هو الله احد راهنمايي که بودم يه معلم داشتيم که مي گفت هر انساني صورتش شبيه يه حيوون حالا بنظرتون شما شبيهِ چه حيوني هستيد؟!هر کي براي خودش يه چيزي در مياورد.يه دوست داشتم اسمش سميه بود کپ پنگوئن بود هميشه هم مثل پنگوئن راه مي رفت. اما بلند شد با افتخار گفت: « من سگِ پا کوتاه هستم.» مام چيزي نگفتيم دلش بکشنه. چه اشکال داره؟ سگ نجيبِ خوبِ بذار باشه يادمِ اون موقع بيشتريا آهو بودن.يعني به هر کي که مي رسيد چند بار پلک مي زد مي گفت من شبيهِ آهو هستم. حالا شبيه هر چي بودن اِلا آهو يکيشون که کپ بوزينه بود. يعني با بوزينه مثل گوجه اي مي موندن که از وسط له شده باشن ها اما باز رو يه پا واستاد گفت من آهو هستم خلاصه به ما که رسيد ما راس و حسيني صاف واستاديم گفتيم به ما مي گن شتر نمي دونم چرا کلِ کلاس ترکيد.چه کنم خو؟ اين داييمون از بچگي واس خاطرِ لبامون به ما مي گفت شتر. لب شتري، لب شتري از دهنش نمي افتاد لب شتری ک خوب بود بضی وقتام میگفت مارال شبیه شتره. معلممونم که تا اون موقع هم خودش و حفظ کرده بود پکيد از خنده
حافظ سوره قل هو الله احد راهنمايي که بودم يه معلم داشتيم که مي گفت هر انساني صورتش شبيه يه حيوون حالا بنظرتون شما شبيهِ چه حيوني هستيد؟!هر کي براي خودش يه چيزي در مياورد.يه دوست داشتم اسمش سميه بود کپ پنگوئن بود هميشه هم مثل پنگوئن راه مي رفت. اما بلند شد با افتخار گفت: « من سگِ پا کوتاه هستم.» مام چيزي نگفتيم دلش بکشنه. چه اشکال داره؟ سگ نجيبِ خوبِ بذار باشه يادمِ اون موقع بيشتريا آهو بودن.يعني به هر کي که مي رسيد چند بار پلک مي زد مي گفت من شبيهِ آهو هستم. حالا شبيه هر چي بودن اِلا آهو يکيشون که کپ بوزينه بود. يعني با بوزينه مثل گوجه اي مي موندن که از وسط له شده باشن ها اما باز رو يه پا واستاد گفت من آهو هستم خلاصه به ما که رسيد ما راس و حسيني صاف واستاديم گفتيم به ما مي گن شتر نمي دونم چرا کلِ کلاس ترکيد.چه کنم خو؟ اين داييمون از بچگي واس خاطرِ لبامون به ما مي گفت شتر. لب شتري، لب شتري از دهنش نمي افتاد لب شتری ک خوب بود بضی وقتام میگفت مارال شبیه شتره. معلممونم که تا اون موقع هم خودش و حفظ کرده بود پکيد از خنده