2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من اول تا اخر دوتا حاملگیام اینقدر کاهو و خیار و اسفناج خوردم که رنگم سبز شده بود جالبه تا قبل حاملگی از اسفناج متنفر بودم

یه روزی تو بچگیامون رفتیم تو کوچه با دوستامون بازی کردیم بدون اینکه بدانیم آخرین بار بوده 😢 کی فکرشو میکرد یه روزی با آدمهایی حرف بزنیم که شاید تا آخر عمرمون حتی نبینیمشون😍 ستاره مامان کیوانم🐣ستی 77سابقم
بگو دور هم میخندیم    

من خونه مامانم شام میخورد 'شوهرم تو راه برگشت میبردم کله پاچه میخوردم که تو عمرم لب نزده بودم الانم نمیخورم 'بعد میومدم خونه ۱۲ شب زرشک پلو بامرغ میخوردم ' بعدم حالم فقط با تخمه ژاپنی  خوب میشد مشستم تا میتونستم میخوردم دو'سه شبم دوتا ساندویچ نون و گردو و بزرگ 'و ادامه داشت 'مثه یه مار میبلعیدم 'وحشتناک شده بودم انقد میخوردم 'منو میدیدن میترسیدن خواهرمو عروسمون با من باردار بودن اونا تهوع داشتن لب به غذا نمیزدن لاغر شده بودن 'منو میدیدن تعجب میکردن

 عاشق بوی حمام و شوینده ها و شامپو شبنم بودم.مادرشوهرم میرفت حمام زیاد میموند پشت سرش میرفتم بووووو میکشیدم ها...خسته هم میشدم در حمام رو میبستم ک بوش زودی نره.

بوی وایتکس و ریکا ک قاطی میشد.....به به...

منم مهر رو خیس میکردم و بو میکردم.

عصبی و تحریک پذیری در تمام مدت بارداریام...روزهای جمعه پر و پاچه شوهره رو اساسی میگرفتم خودم بهش میگفتم جن روز جمعه

نیکمهرم تیر میاد خداوند ازمامادران شیر ب شیر بچه دار میپرسدجوانی ات در چ راهی صرف شد؟ج ما!درراه شیردرست کردن.پوشک عوض کردن.پی پی شستن!  خوب.گلدونه خانم مهرگان خانم هم دنیااومد.دست خانم دکتراحمدیان پوردردنکنه.خ زحمتشون دادیم.دخترداشتن حس بینظیریه.من ازاول عمرم تاحالا عاشق دختربودم وهستم امانمیدونم چرارادمهررو انگاربیشتردوست دارم خداروشکر ک خداجنسمون روجورکردومنولایق مادری دخترهم دونست.مهرگانم.عزیزدل مامان وبابا.خوش اومدی تودلم.منوباباوداداش رادمهرمنتظرتیم.بوس بوس من.انشاالله دامن همه منتظرازودسبزبشه.ازهمه کسایی ک برام دعاکردن سپاسگذارم.خواهرااگه میشه برام صلوات بفرستیدعددبارداریم پایینه.دعاکنیدخدابهم بچه دوم هم ببخشه دعاهای شمامعجزه اس.خداروشکر خدانورچشممون روصحیح وسالم دادبهمون.دعاکنید ببخشه بهمون پسرمون رو.واینکه سالم و صالح وخوش قدم وخوش روزی وعاقبت بخیر باشه.خدایادعای مادردر حق فرزند گیراس.توروبحق همین ماه رمضان کاری کن ک پسرم دستگیروچاره سازباشه برامردم.قدم توراه اصلاح امورمردم برداره.آمین امروز۱۸آذر۹۸سرصبحی ی لگد محکم زدی ب مامان(قربون مشت و لگدهات بشم.بعدش گفتم پسرمامان یکی دیگه ام بزنه مامان ببینه.یکی دیگه ام زدی ومامان ازرودلش احساس کرد ضربه ات رو.بازگفتم یکی دیگه ام بزن دیگه نزدی.بنظرتون رییس کیه؟مامان یانی نی؟  
 این قسمت امضات که ( درتاریخ۹/۹/۹۹ بهترین اتفاق...) قضیش چیه که بعضیا گذاشتن؟؟

ی تامیک بود انرژی مثبتو جذبو اینا

از ی جایی ب بعد آدم هم عاقل میشه هم مهر و محبتش روجا اینکه  پای آدما حروم کنه نثار پای گربه،سگ ها و گلدوناش میکنه.بدون توقع و ب دور از هر آسیبی 

همسایه ما عاااشق چای شیرین بود.هرچی میخورد با چای شیرین میخورد حتی ناهاروشامش.فکرکنید برنج و مرغ با چای شیرین🤮🤮

گروه زرد💛قد ۱۷۱💛وزن اولیه۸۷💛وزن فعلی۸۴💛وزن هدف۶۵💛 دعاکنید منم مامان بشم😔💔💔
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز