با شوهرم دعوام شد مقصر بود عصری هنوز از دلم درنیومده بود اومد منت کشی ولی من ناراحت بودم بعد رفت بیرون من زنگ زدم بریم خرید خونه منم حالم خوب شه قبول نکرد بعد گفتم زود بیا بریم هیئت نیم ساعت بعد اومد کلا فقط طبق نظر خودش عمل میکنه همیشه....بعد تو ماشین دعوای بدی کردیم وحشتناااااک و منو به زور اورد خونه بابام اینا ....دارم میترکم من خونمو میخوام چیکار کنم
یه روزی اینجا ارزومو نوشتم و اون ارزو براورده شد....بازم مینویسم به امید روزی که براورده شه...برام دعا کنید بالاخره درسمو تموم کنم گندشو دراوردم ازبس طولش دادم😂😂و انشاالله همسرم ایده ای که داره رو بتونه اجرا کنه ....همچنین بتونیم خونمونو بزرگ کنیم و محلمونو ارتقا بدیم .....با دعای شما دوستای گلم
داداشم که کوچیکه ...نمیدونم واقعا کیو قبول داره ...به خدا اگه خونم بودم عیب نداشت مشکل اینجاس که گفت ...
میخواد زهر چشم بگیره و ادبت کنه اس نده بهش تا فردا صبح خشمش فروکش کرد فردا پدرت زنگ بزنه بگه بیا زنتو ببر . یا مادرت دعوت کنه شام یا ناهار بعد از غذا ممکنه یکم از تو بد بگه ساکت باش و جواب نده بعد پدرتم بگه انشالله به مرور خوب میشه بعدا برگردید خونتون