خواهرم داره بعد محرم عروس میشه بعد چون شوهرش مال روستاها هست مادرش میگه مادروخواهر داماد باید عروسو ببره حمام خواهرم میگه نه زیر بار نمیره شماها از این رسما داشتین من که خندم گرفته
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم خودم ترکم ولی دوستم سرابی بودن میگفت ما همیچین رسمی و داریم مادر و خواهر پسره عروس و میبرن حموم ...
ماهم سرابی هستیم خیلی قدیما ازین رسما داشتیم اما الان ن. من حدود ی ماه پیش با دوست پسرم نامزد کردم اردبیلی بودن اگ بدونی بخاطر این رسماشون چ بلاهایی به سرم آوردن