لباسهارو بردم رو بند بذارم خونمون ویلایی است یه ساختمان دو طبقه اون ور تر هست یعنی یه جوری هست ما کامل میبینمیش اقا سایه ی یه پرچم بزرگی دیدم اول فکر کردم همسایه ها پرچم گذاشتن سایه ی اونه باد میزندتش بعدرفتم دوباره لباس بیارم دیگه اون پرچموسایشو ندیدم توراخدا بگین این چی بود من دیدم