2789
عنوان

نریزین سرم😑😂

| مشاهده متن کامل بحث + 488 بازدید | 44 پست

منم ازبچه های که از سنشون بیشتر میفهمن بدم میاد ولی بچهای عادی خوبن دوسشون دارم

همسایه عوضیمون ساعت دونصفه شب بامشت میکوبید به دیوار حالا خداروشکر من خواب نبودم داشتم «شیپور»تمرین میکردم ملت دیونه شدنا!

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



ولی ما ی فامیل داشتیم اینجوری بود الان که مامان شده اینقددددددددد تغییر سلیقه داده ک ما اولاش دهنمون سه متر باز موند😅

نون و پنیر و پونه                                                              کپک زدیم تو خونه                                                    

منم مجرد بودم بدم می اومد درک نمیکردم اونایی ها یی که ذوق بچه میکردن دختر خاله ام یه بچه میدید غش می‌کرد براش اما من اصلا درک نمیکردم 

زندگی بزرگترین شوخیه خداست💚💚💚 که ما زیاد جدیش گرفتیم 💜💜💜
منم از بچه ها متنفرم به همین علت رحممو ۲۰ سالگی برداشتم حالا بیاین بریزین سر من لطفا 

😨😨😨

خاطره زایمانم بچه عجیب ترین موجود دنیاست...می اید،مادرت میکند،عاشقت میکند،رنجی ابدی را دروجودت میکارد،تا اخرین لحظه عمر عاشق نگهت میدارد  وتمام...! بگمانم مادر بودن یک نوع دیوانگی ست، وقتی مادر میشوی رنجی ابدی سراغت می اید، رنجی نشات گرفته از عشق..،مادر که میشوی میخواهی جهان را برای فرزندت ارام کنی،میخواهی بهترین هارا از ان او کنی،وقتی می خزد،چهاردست وپامیرود،راه میرود ومیدود،توفقط تماشایش میکنی وقلبت برایش تند میتپد..❤از دردش نفست میگیرد روحت از بیماری اش زخم میشود،مادر که میشوی دیگر هیچ چیز جهان مثل قبل نخواهد بود،مادر که میشوی کس دیگری میشوی کسی که وجودش پر از عشق وجنون ودیوانگی است..

دوست منم اینطوری بود بعد ازدواج هم نطرش همین بود اما چونو۳۵ سالش بود همش میگفت الان چون سنم رفته بالا فکر میکنن نمیتونم بچه دار بشم الکی میگم بچه دوست ندارم. به خاطر دیگران رفت اقدام کرد بعد یک سقط بسیار بد و یک سال ناباروری خدا بهش یک پسر داد شده دین و دنیاش

هر کی ی جوره خب..

اما منم از ازدواج و شوهر بدم میومد..بخاطر ازدواج نکردن و فشار بقیه حالم بد میشد اخرم کارم کشید دکتر قلب به خانوادم گفت دکتر ک اینو ب حال خودش بزارین بدش میاد از جنس مرد..

مادرم بیخیال نشد و بخاطر اون ازدواج کردم..

الانم در پی بچه ایم😀

همیشه اون جوری نمیشه ک ما میخاییم

شادی چیزی نیست؛جز داشتن سلامت تن و یک حافظه ضعیف..

چندسالته ؟

منم الان زیاد خوشم نمیاد نکه متنفر باشم کلا هیچ حسی بهشون ندارم

از طرفی دختر خالمم همینطوری بود اما الان که ۲۹ سالشه عاشق بچه ها شده خودشم دیگه تصمیم گرفته نی نی بیاره 

کلا بعضیا همینطورین وقتی به یه سن خاص برسی خودت کم کم دیگه دوسشون داری و دوس داری خودتم یکی داشته باشی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792