شوهر خواهرشوهرم دو سه باری شده تو جمع میگه عروس اولتون با جونو دل و بیشتر از عروس دوم که من باشم کار میکنه. راستش درست میگه جاریم دختر صاف و صادقیه و واقعا خوبه و زیاد کمک میکنه ولی این کمک کردنش بنظرم در برخی موارد زیادیه.مثلا مادرشوهرم میشینه و کلا و ظرفا و سفره و اوردن و چیدن وچاییو میوه اوردن رو به عهده میگیره.اگه مادرشوهرم خودش غذا میپخت باز یه چیزی.میاد کباب رو هم شوهرش میپزه. زودی پا میشه برا اینکارا.خونگرم و صمیمی هم هس.از من هم صمیمیترو خونگرم تر.اخلاقش خیلی خوبه ولی اینکه سریع میره رو کارا یکمی دردسر ایجاد میکنه برا آدم.مثلا سر سفره هنوز نشستیم سریع ظرفارو میبره و برا اینکه منم کمک کنم بهش عجله میفتم.من خودم اهل همکاری وکمک ام ها همه جا ولی حس میکنم یکم افراط میکنه. شایدم من مشکل دارم.نمیدونم چرا به حرف شوهر خواهرشوهرم حساس شدم.چیکار کنم.مشکل چیه.اگه مشکل از منه بگید بهم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم دقیقا همین مشکلو دارم.جاریم خیلی کار میکنه خونه مادرشوهر.بنظرم دیگه شورشو در میاره. اصلا سعی نمیکنم باهاش وارد رقابت بشم و طبق چارچوب خودم پیش میرم: در حد خودم،خیلی معتدل کمک میکنم و احترام بقیه رو هم نگه میدارم.
دنیا نیارزد آنکه پریشان کنی دلی/ زینهار بد مکن که نکردست عاقلی❤ من ادعا میکنم آدم منعطفی هستم، در همین راستا نظرات پیشنهادات و انتقادات محترمانه و سازنده رو محترمانه میپذیرم🌹
اینکه زیاد کمک کنی و افراط کنی اولش ب چشم میاد ولی بعدا دیگه ب عنوان ی وظیفه میدونن و اگه کمک نکنی ممکنه ناراحت بشن. ولی این میتونه برا عزیز شدن پیش اونا خیلی تاثیر گذار باشه
ربطی نداره به اینکه جاریت خوبه تو بَدی یا برعکس.هرکس یه مدله.یه جوره.یکی صمیمی تره یکی دیرتر اُخت میشه.یکی گرم تره.یکی بیشتر خودداره.و یه چیز دیگه که نظرمو جلب کرد چقدر خوبه صادقانه از جاریت حرف زدی و جاریتو نکوبیدی.بنظرم اصلا به حرف اطرافیان توجه نکن.یه گوش در یه گوش دروازه.با خنده رد کن.قرار نیست همه ی آدمای دنیا یه جور باشن که...