یه روز یه چاله بوده وسط شهر که مردم هی میوفتادن توش دست و پاشون میشکسته بعد سه تا مامور شهرداری میان تصمیم بگیرن با این چاله چی کارکنن:
اولی میگه بیاین کنار چاله یه آمبولانس بزاریم که هر کس افتاد توش سریع برسونیمش بیمارستان .
دومی میگه نه ممکنه طرف تا رسیدن به بیمارستان دووم نیاره، بیاین کنار چاله بیمارستان بسازیم.
سومی میگه شما دوتا چقدر خنگین! این همه هزینه کنیم واسه آمبولانس و بیمارستان 😒 بیاین این چاله رو پر کنیم، کنار بیمارستان یه چاله بزنیم 😏