منم عاشقش بودم...سه سال باهاش بودم،چون خانمش فوت شده بود و اقوام دور بود و طی یک جریان خاص؛ک بخوام بگم ی کتاب میشه...من...درس خونده...رفتم سه سال صیغه اش شدم...من مطلقه بودم.
منی ک همه تو فامیل چشم باز کرده بودن ببیند زن کی میشم زندگیم شده بود این.
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
من بدترین حرفها را، بدترین توهین ها را ازش شنیدم...
انم چون رفته بود یه دختر باکره معلم پیدا کرده بود.
نمیدونی چجوری دلمو میشکوند...دفعه اخر سرم داد زد ک بهم زنگ نزن ما دیگه با هم کاری نداریم...وای ک چه ها کشیدم ولی دوام اوردم و امروز بعد هفت ماه خوشحالم.