2777
2789
اره به صورت گردا میاااددد😌😌😚😚

منم صورتم گرده موهامم تا جای بند سوتیمه😂🙂😁

چه بی هوا....!    هوای گریه دارم😔     واسه آرامشم و خوشبختیم یه صلوات بفرستی❤🧡💛💚💙💜

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

منم صورتم گرده موهامم تا جای بند سوتیمه😂🙂😁

برو کوتاه کن کوتاه به صورت گردا میاد گردالی تر میشن🤣🤣 من خیلی وقته کوتاه میکنم

من برای خودکشی خیلی خیلی خیلی ترسو هستم و اما برای زیستن بسیار پرو!..😊💛🧡💚❤💜
ع 😂😂اتفاقا خوبه ک  من دوست دارم نوکشون بزرگ بشه 😂😂😂نمیشه چرا

🤣🤣🤣بدم میاد یکم باهاش ور برو برجسته شه    

چه بی هوا....!    هوای گریه دارم😔     واسه آرامشم و خوشبختیم یه صلوات بفرستی❤🧡💛💚💙💜
برو کوتاه کن کوتاه به صورت گردا میاد گردالی تر میشن🤣🤣 من خیلی وقته کوتاه میکنم

قدم ۱۶۶ بود😃😃گرفتم😁.....من واسه عروسیم میخوام بلند کنم😃🤩نمیشه کوتاه کنم وگرنه میکردم

چه بی هوا....!    هوای گریه دارم😔     واسه آرامشم و خوشبختیم یه صلوات بفرستی❤🧡💛💚💙💜
🤣🤣🤣بدم میاد یکم باهاش ور برو برجسته شه      

🤣🤣🤣

چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ...زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ...بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤عاشق شادمهرم، ب امید روزی ک برم کنسرتش 🥰
قدم ۱۶۶ بود😃😃گرفتم😁.....من واسه عروسیم میخوام بلند کنم😃🤩نمیشه کوتاه کنم وگرنه میکردم

ببین تو عاشق نیستی اگه عاشق دواتیشه میبودی میرفتی و میزدی از ته خلاص🤣🤣🤣🤣 عروسیتم اکستنشن میکردی🤣🤦🏻‍♀️

من برای خودکشی خیلی خیلی خیلی ترسو هستم و اما برای زیستن بسیار پرو!..😊💛🧡💚❤💜
اوایل خیلی سختم بود اما ی دکتر گفت باید ۱۲ ساعت بدون سوتین باشید چون ممکنه توده سرطانی بگیرین خدا نک ...

☹پس من همش میزنم سرطان بگیرم راحت شم از این زندگی

۹.۹.۹۹♥️یِه اِتفاق خُوب برآم میفته...
منم دقیقا احساس میکنم لختم همه بهم نگا مکنن      

منم اوایل اینجوری بودم بعد دیدم خواهرشوهرام بدون سوتین میکردن منم چند روز سوتین نپوشیدم دیگ عادت کردم 😂😂

چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ...زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ...بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤عاشق شادمهرم، ب امید روزی ک برم کنسرتش 🥰
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792