2777
2789

سلام خانما 

دلم می خواد با یه نفر درد و دل کنم 

اینحا تنها جایی هست که بعد صحبت با خدا،  سراغ دارم. 

همسرم و من خیلی وقت بود به ارامش رسیده بودیم، قشنگ رفتارش خوب شده بود، البته نارضایتی هایی پیش میامد اما با ارامش‌حلش می کردیم. 

دیشب دوباره بحثمون شد، همسرم حرف جدی و قلدرانه ای بهم زد، منم از کوره در رفتم ،و با این که این مدت سکوت می کردم و همه چیز رو با ارامش‌حل می کردم، این دفعه خیلی به غرورم برخورد و رک و راست نظرم رو راجع به اش گفتم و اونم ادامه داد و شد یه دعوای  لفظی... 

بعدم گریه ی  من و یک دندگی  همسرم و ...

الانم که اروم شدم بازم انصاف و وجدانم حق رو به خودم می ده، خیلی اوقات بعد دعوا می بینم تقصیر من بوده که بد موقع بد حرفی رو مطرح کردم،اما این بار واقعا من قصور زیادی  نداشتم. هر چند دیگه وقتی  دعوا میشه زیاد مهم نیس کی  مقصره، مساله اینجاست که احترام و ارامش بینمون برای چند ساعت از بین رفته. 

راستش بیشتر از این ناراحتم که همسرم چقد قشنگ تونست دعوا رو کش بده و ادامه بده و کوتاه نیاد... 

انگار نه انگار که ارزشی برای حفظ صلح بینمون قائله. راستش الان خیلی ناراحتم . یه جورایی احساس می کنم روحم زخمی  وخسته س. 

دلم می خواد وقتی  باهاش حرف می زنم جدی  باشه و خوب گوش کنه و هی نخواد از خودش دفاع کنه یا از کمبودهای خودش بگه متقابلا. 

دلم می خواد یه کم بیشتر به شخصیت من به عنوان همسرش اهمیت بده 

دلم می خواد یکم بیشتر بهم با جدیت محبت کنه 

اخه دوست ندارم همه ی توجهاتش به من شده با شوخی و خنده و مسخره بازی ،اینا خوبن،اما به اندازه ی  خودشون، انگار توی  یه غذا فقط نمک بریزیم و شورش کنیم و بی خیال ادویه های  دیگه بشیم. 

دوست دارم احساس  کنم براش جذابم،براش یه زنم، مدتیه احساس می  کنم دو تا دوستیم فقط، بی جاذبه های زنانه 

آه 

نمی دونم چه کنم

دیشب و پریشب از این قضایا دلم گرفته بود و می خواستم باهاش دوستانه صحبت کنم، اما متاسفانه دیشب دوباره با شوخی  هایی که من دوست ندارم بحث رو عوض کرد و اصلا نتونستم حرفم رو بزنم و رسید به اونجا که بهم اهانت کرد و منم جوابشو دادم و دعوامون شد ...

این روزا واقعا نیاز دارم مورد محبت و حمایتش باشم، توقع مالی یا انجام کار خاصی ندارم، فقط می خوام بیشتر بهم محبت کنه، دو هفته ی دیگه زایمانمه و واقعا زیر انواع فشارها و استرس های تازه هستم. 

میشه برای حاجتم یه صلوات بفرستی؟ 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عزیزم واقعا این مرد ها ... منم دیگه ماه های آخرمه و حال روحیم داغونه ولی شوهرم دایورته انگار ! تا هی ام دغدغه ی جدید واسم درست میکنه . خستم از دستش .بخاطر هورمون هام همینجوری حوصله کسیو ندارم چه برسه به بحث و ....

نفسم بنده بهتون جوجه های من 😍 پویان عشق❤️ دلوان نفس❤️

شوهرت خییییلی بیشعوره و بویی از انسانیت نبرده که با زن حامله اینجوری رفتار میکنه این یک 

دوما کی گفته باید جلوی شوهرت کوتاه بیای اگه دوبار همین جوری جوابش داده بودی و هی کوتاه نمیومدی حد خودش رو میدونست این دو

میدونی این دعوا ها چه آسیبی به جنین وارد میکنه؟ 

میدونی داره غصه میخوره؟ 

میدونی این دعوا یه عمر زندگی جنین رو تغییر میده؟ اینا چهار

وقتی شوهرتون مشکل داره چرا چرا چرا پای یه بچه معصوم بی گناه رو به این دنیا باز میکنی خواهر من؟؟؟ 

الانم فقط سعی کن آروم باشی تا بچه آروم بگیره کار به کار شوهرت هم اصلا نداشته باش 

برای لبخند زدنت دست به تمام کارهایی ک انسانی هستن بزن... 
آره واقعا  ما مدت ها بود با هم خوب بودیم  اما الان واقعا احساس بدی دارم

منم بعضی وقتاوحشتناک دلخورمیشم اما چکارمیشه کرد مثلا یه کاریوانجام میدم همسرم یامیگه انجام ندادی یامیگه خوب انجامش ندادی این باعث دلخوریمه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز