2777
2789
عنوان

سلام طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 296 بازدید | 39 پست
مشکلتون چیه و چه حسی دارید من از استرس دارم میمیرم

مشکلات عصبی و وسواسی وروحی همسرم

ازیه طرف حسی ک بالاخره ازین وضعیت رلحت میشم..ازیه طزف یاد خانوادم میوفتم گرفته میشم..چون ب هیچ عنوان راضی ب جداییم نیستن ..پشتم نیستن...فقط تکیه کردم به خدا..

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

چقدسخت خدا بهت صبر بده

اگ خانوادت پشتتن برو جلو..

من تنهام..تکوتنها دارم کارامو پیش میبرم..من برنیت طلاق ازدواج نکردم..ولی کف دستمم بونکرده بودم ک اینطوری میشه..

کاش ازخانوادم لااقل یک نفر طرف من بود...

فقط بخدا تکیه کردم

چقدسخت خدا بهت صبر بده

امروز مشاورمیگفت...ازدست همسرت نجات پیداکنی ..میوفتی دست خانوادت...

دلهره داشتم ازصبح

ولی فکرکردم .دیدم من فقط ب خدا تکیه کنم برام کافی هست...فقط بخدا تکیه کردم...ب معنی واقعی هیچکس پشتم نیست

اگ خانوادت پشتتن برو جلو.. من تنهام..تکوتنها دارم کارامو پیش میبرم..من برنیت طلاق ازدواج نکردم..ولی ...

انشاالله خداکمکت میکنه عزیزم ناراحت نباش امیدوارم موفق باشی بچه هم داری؟ 

بچه ها بخدا اصلا دلم نمیخواد طلاق بگیرم زندگیم رو دوست دارم اما خودش باعث میشه هربار خیانتش رو میبخشم بدترش رو سرم میاره هروقت با گریه و زجه ازش دلیل میخوام میگه تو دیوانه ای یا میزنه یا وسیله ها مو میشکونه خیلی بی احترامی و تحقیر میکنه منو و خانوادمو هرموقع گریه میکنم همدردی نمیکنه نمیگه چته اخه بخدا باز منم دووم اوردم بعد اینهمه خیانت بجای اعتماد جلب کردن و ارامشم پای یه نفر دیگه وسط میکشونه خسته م انقد به این دخترا پیام دادم که این شوهرمه یا بهشون گفته مجرده یا طلاقم داده بقران انقد دلم شکسته انقدم بچه ننه س همش باید محبت کنم در اختیارش باشم وگرنه باز دعوا داریم

تو نامزدی اینکارو کرد بخشیدم فرصت دادم لعنت به من گفتم شاید درست بشه منو انداخت تو خرج جهیزیه هزار بدبختی وارد خونش کرد گف این دیگه نمیره بخدا خستم خانوادش هم میگن مرد همینه یا بدن کبودم نشونشون میدم میگن نه حتما خوردی جایی

بچه ها بخدا اصلا دلم نمیخواد طلاق بگیرم زندگیم رو دوست دارم اما خودش باعث میشه هربار خیانتش رو میبخش ...

منم شوهرم هم معتادبودهم بداخلاق بودهم بهم خیانت میکرداصلانمیشه باخیانت کناراومدبعدسیزده سال زندگی مشترک که برام فقط عذاب بوددیگه صبرم تموم شداومدم خونه مامانم ورفتم دادخواست طلاق دادم تقدیرماهم اینجوری بوددیگه چیکارمیشه کرد

ن ندارم عزیزم

من سه تابچه دارم دادگاه حضانت بچه هاروهم به من دادچون نه جلسات دادگاه رواومدنه نفقه وخرجی بچه هارومیدادهمه جوره تونستم عدم صلاحیتشوبه دادگاه ثابت کنم الانم دنبال کارم دعاکنین زودتریه کاری پیداکنم تاسربارمامانم اینانباشم بچه هام اصلاباباشونودوست ندارن سراغش رونمیگیرن تفلی هاتازه همش میترسیدن باباشون بتونه اوناروبگیره عزیزم توکلت فقط به خداوچهارده معصوم باشه 

ایوای خانوادت چی؟میدونن دسته گلای همسرتو؟پشتت هستن؟

تقریبا اگاهن راضین به جدایی شوهرم تا مرحله اینکه س** هم داشته باشه رفته اما نمیدونم انجام داده یا نه دارم دیوونه میشم مهریم گذاشتم اجرا عذاب وجدان دارم خدا لعنتش کنه من فقط ۶ماعه عروسی کردم فقط یه زندگی سالم مسخاسم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز