این یکی از متن های کتاب خودمه: مادری داشت جوانش را مثل همیشه نصیحت می کرد که به نمازش بیشتر اهمیت بدهد.می گفت:اگر به نمازت اهمیت ندهی در درس و کارت هم موفق نخواهی شد. جوان با عصبانیت گفت: آخر مادر من! این دوتا چه ربطی به هم دارد؟پس غربی ها که نماز نمی خوانند چطور موفق می شوند؟ دیدم وقتش است که به کمک مادر بروم. گفتم: اگر اجازه بدهی من میگویم.گفت: شما بفرمایید چه ربطی دارد. گفتم: انها که مسلمان نیستند خداوند برطبق دینشان و سنت خداوندی خود با انها رفتار می کند اما ما که مسلمانیم فرق دارد. مثل این است که بگویی چطور آنها که درس نمیخوانند اینقدر راحت تر ند.خب معلوم است کسی که در مسیر قله ی بندگی است حتما کارش سخت تر است.حرف مادرت، همان حرف امیرالمومنین و علمای بزرگ است..مولا علی علیه السلام می فرمایند: «و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلاتک ؛ بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود.» می دانی یعنی چه؟ این سخن آیت الله بهجت را شنیده ای؟ ایشان فرموده بودند: «هر کس عادت به تأخیر نمازها کرده، خود را برای تأخیر در همه امور زندگی آماده کند، تأخیر در ازدواج، تأخیر در اشتغال، تأخیر در تولد اولاد، تأخیر در سلامتی و عافیت. بعد هم اضافه کرده بودند که : هر قدر که امور نمازت منظم باشد، امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد، مگر نمیدانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین شده است؟ بعد هم به عبارت «حی علی الصلوة، حی علی الفلاح»، اشاره کرده بودند و گفته بودند: پس چگونه از خداوند طلب توفیق داری، در حالی که حق او را به درستی ادا نمیکنی؟ و در آخر هم گفته بودند : اگر سعادت دنیا و آخرت میخواهیم، تلاش کنیم نمازمان را درست بخوانیم.» سکوت کرد. سرش را پایین انداخت و به فکر فرو رفت.
که دنیا به خسران عقبی نیارزد/به دوری ز اولاد زهرا نیارزد/
و این زندگانی فانی، جوانی، خوشیهای امروز و اینجا/به افسوس بسیار فردا نیارزد.