من دل ندارم واسه خودم دومیدانیست و مربی بودم از وقتی عروسی کردم نزاشت ادامه بودم زبان خونده بودم نزاشت برم تدریس میخواسم برم خیاطی یاد بگیرم نزاشت از اینترنت یادگرفتم سرم گرم شه من دل ندارم من نمیخوام با دوستام باسم امدم یه شهر دور هیچ کدوم دوستامو نمیبینم و نمیزاره حتی برنامه مجازی نصب کنم حداقل باهاشون جرف بزنم منم پوسیدم بخدا ایتطوری میکنه باعث میشه من فقط به خودس تکیه کنم بهش گیر بدم