همش بهش میگم اصصلا جدی نمیگیره نمونه ش سر جهاز برونم مادرم بعد از چندماه دوندگی وخریدن وسایل زندگی تا سوزنو وفندق شکن یعنی همه چیزایی که یه خونه کامل داره خواست جشن جهاز برون بگیره مادرشوهرم گفته بود نمیاد مامانم زنگ زد علتشو بپرسه گفت هرررکاری کردی واسه دخترت کردی .جای تشکر
بابا شما هم سر چه چیزایی ناراحت میشید من مادر شوهرم واسه پاتختیم نیومد اینقد ما خوشحال شدیم نیومدن ...
مامانم خیلی حساسه گریه کرد گفت کلی مهمون دعوت کردیم تازه به مامانم گفت وظیفه ی من نبود واسه دخترت تخته بذارم دوتا تخته گذاشتن تو کمد دیواری چون طبقه نداشت با دعوا ولحن بد میگفت هرررکاریی کردی واسه دخترت کزدی....مامانم شوکه شده بود