۱۰روزه عروسی کردیم خیلی بی احساسه و اصلا درک نداره سرما خوردم خیلی حالم بده سرگیجه دارم قرار بود بریم خونه مامانش ناهار من نتونستم برم اونم نرف بعد اومده هی میگه پاشو خودتو لوس نکن پاشو هیچیت نیس ی چی درست کن بخوریم😑بعد پاشدم با این حالم ی چی درس کردم خورده رفته تو پذیرایی تی وی میبینه منم هیچی نخوردم از صبح
مردا تو بعضی چیزا اینجورن مثلا شوهر من دیشب بش گفتم مامانم پاش درد میکنه اسباب کشی دارن نزاش حرفم تموم بشه برگش گف تا اسباب کشی ی ماه مونده از الان میگم نیای هی بگی میرم کمک منم ی چیزای گفتم دیگ نتونس نق بزنه خجالت کشید حرف نزد . عزیزم زبون داشته باش واس خودت ارزش قائل باش از الان ک ده روز ازدواج کردی کوتا بیای تا ده سال دیگ یا بیشتر وضع همینه