گفتم چند ماه پیش شوهرم با یه خانمی تو شرکتش پیام عاشقانه داده بودن وبعدش تموم شد واون خانم هنوز توشرکتشه وامروز با برادرش واون خانم رفتن شهر دیگه با اشناهای این خانم قرارداد ببندن الان زنگ زد و گفتم چرا این خانمو بردی گفت زن اینارو ولش کن داریم پول میگیریم سر قرارداد که بیام خونه بخریم فکرت بلند باشه اون مساله تموم شد گفتم خونه نمیخوام قلبمو همش میشکنی گفت تودنیایه منی گفتم چرا تو ماشینمون سوارش کردی گفت میخوام زندگیمونو بسازم حالا این فامیلشون داره پول میده میام یه خونه بخریم منم گفتم واگذارت کردم بخدا من که ازت راضی نیستم