2821
2789

من با همكارم دوست بوديم

حدودا ٢-٣ سال

بينش شده بود كات كنيم ولي خب دوباره بهم برگشتيم

كارمندبانك بود يه آدم خوش سر زبون مودب كاري و باهوش

خوش قيافه كت شلواري و يه ظاهر خيلي خيلي مثبت و موجه

رييس بدي داشتيم خيلي هوامو داشت سركار چون ناشي بودم كه رييس دعوام نكنه

اصلا هيز نبود چ با مشتريا چ همكارا

گاهي ميشد بقيه همكارا بهش زور بگن (هميشه دلم ميسوخت)

ولي 

ولي 

ولي

درونش يه آدم كثااااااااافت

يه آدم مريض

يه آدم رواني

كه شديدا خلا داشت

اواخر با هم خوب شده بوديم يعني عالي تااينكه

يروزي از جايي كه خودش نفهمه مچشو گرفتم

شوك شد

فهميدم با يه دختري دوسته و بهش قول ازدواج داده و حتي دختره خونشم ميرفت


ذختره فهميد حالش خيلي بد شد

تااينكه با جفتمون دعوا كرد و كات

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

بعدها كه با دختره حرف زدم فهميدم با يكي از مشترياي شعبه هم دوست بوده(يه دختر جووني بود)ميشناختمش.


بعدش فهميدم باز با يه دختر ديگه اي كه مسئول وصول مطالبات يه شركت بود و ميومد شعبه ما دوسته


بعدشم فهميدم باز با يكي از مشتريا كه ارايشگره دوسته

البته سر اين ارايشگره بهش شك كردم ولي خب خوب منو پيچوند

برگشت گفت تو كه ديديش اينو مياد شعبه همسن مامانمه

حالا از کجا فهمیدی

ای پروردگارِ من، از آنچه بر سرم آمده، دلتنگ و بی‌طاقتم، و جانم از آن اندوه که نصیب من گردیده، آکنده است؛ و این در حالی است که تنها تو می‌توانی آن اندوه را از میان برداری و آنچه را بدان گرفتار آمده‌ام دور کنی. پس با من چنین کن، اگر چه شایسته‌ی آن نباشم، ای صاحب عرش بزرگ.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز