بلع یکی با دخترعموم رفیق بود از بچگی با خودش و داداشش دوست بودیم خیلی هم صمیمی بعد یسال تو خیابون جلومو گرفت گفت من بخاطر تو ب اون نزدیک شدم منم همونجا جواب منفی دادم یکی دیگو رو هم
مرد ستیزن کلا
ی ادم دیگم حدود چهارماه هر روز و شب با ماشینش ژینا گل من میزد و از جلو خونمون رد میشد تمام اون چهارماه استرس داشتم خیلی بد بود
بعدش فهمیدم همون خواستگار سمجم بودع دوسال خواستگارم بود و جوابم منفی بود حتی میخواستم جایی برم نمیتونستم مراقبم بود همش اینقد وایمیستاد تا سوار ماشین شم خیلی بد بود برام
ولی یکی بالاخرع بعد 20حصار قلبمو شکست و باورای بدمو نسبت ب مردا خراب کرد