2777
2789

ديروز شوهرم از صب كه بيدار شد رفت در مغازه ظهر براي ناهار دير وقت اومد ساعتاي سه بود ناهارشم خورد دوستاش از شهر ديگه اومده بودن اومدن دنبالش رفتن بيرون.منم رفتم حياطو بشورم پدر شوهرم اينا طبقه ي بالان.تا ديد اومد كمكم كنه گفت امير مگه سيگار ميكشه؟ گفتم نه با اينكه ميكشه.گفت پس اين همه فيلتر سيگارو كي ميندازه تو حياط ما؟ منم با خنده گفتم كار شيطونه.بعد پرسيد امير رفته در مغازه؟گفتم اره با اينكه با دوستاش رفته بود بيرون پدر شوهرم گفت پس پرايده كي بود اومد دنبالش؟ گفتم لابد اسنپ بوده حالا اين طولاني ميشه صبر كنيد بقيه شو بگم

در تاريخ ٩٩/٩/٩ براي غربالگري رفتم خدارو شكر همه چيز نرمال و پسر قشنگم سالم بود😍💋

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خلاصه گذشت و اين شوهر من بهش زنگ ميزدم يا جواب نميداد يا ردي ميداد از هر سه بار يه بارشو جواب ميداد ميگفت در مغازه م خلاصه شب ساعت يازده و نيم بود اومد خونه منم كه اعصابم داغون اومد بوي الكل ميداد گفتم يه مرد واقعي تا اين موقع شب زنشو توي خونه تنها ميزاره؟گفت نه يه مرد واقعي تا بوق سگ كار ميكنه.گفتم از نظر من الزامي نداره تا اين موقع كار كني.جالبيش اينجا بود اصلا نيومد طرفم هميشه از در ميومد بغلم ميكرد ولي اين بار بهم نزديك نشد بعدشم نيومد دراز بكشه رفت با فاصله ازم نشست روي مبل تند تند هم اب ميخورد هي ميگفت حالت تهوع دارم سر درد دارم حالم بده پاشد رفت تو حياط نميدونم چيكار كرد برگشت ادامس خورد دراز كشيد هي ميگفت نكنه كرونا گرفتم گفتم نه عزيزم اثر اون چيزاست كه يا خوردي يا كشيدي 

در تاريخ ٩٩/٩/٩ براي غربالگري رفتم خدارو شكر همه چيز نرمال و پسر قشنگم سالم بود😍💋

خب

زیاد خوب بودن ،مثل داشتن یه کروموزوم اضافیه مُنگُل تصور میشی...دوست داشتن بیجا هم همینطور!وضعیت خیلی اسفنا‌ک شده ،از فاصله طبقاتی دیگ خیلی فاصله گرفته 😑شده جرِ طبقاتی

گفتمش يا خودت بگو چيكار كردي يا اگه خودم بفهمم نميبخشمت انكار كرد و گفت هيچي من هيچ كار نكردم در مغازه بودم تا الان گفتم اوكي خوابيد رفتم سر گوشيش رمز گوشيشو يه هفته هم نيست عوض كرده از دفعه ي قبل كه گروه مختلط ديدم توي گوشيش رمزشو عوض كرد.خلاقه بازم بلد بودم باز كردم تو تلگرام و اينستا و واتساپ و اس ام اساش چيزي نيافتم يه نرم افزار خودش نصب كرده روي گوشيش كه صداشو ضبط ميكنه رفتم مكالمه هاشو گوش دادم ديدم به به قرار مدار گذاشته به يارو ميگفت ساعت ٩ در مغازه رو ميبندم ميريم ساعت ١٢ بايد خونه باشم

در تاريخ ٩٩/٩/٩ براي غربالگري رفتم خدارو شكر همه چيز نرمال و پسر قشنگم سالم بود😍💋

يكي ديگم كه زنگ زده بود بهش ميگفت يه چيز نانازي تور كردم ماشين بدين بهم ماشين ندارم تا زيد بيارم براتون شوهرمم گوشيو گرفت در كونش گوزيد خخخخ خلاصه با پسر عمش و پسر عموش و رفيقاش همه اوكي كردن رفتن به خوشگذروني من خرم فك كردم در مغازه ست اومده ژست ادماي خسته رو هم ميگيره

در تاريخ ٩٩/٩/٩ براي غربالگري رفتم خدارو شكر همه چيز نرمال و پسر قشنگم سالم بود😍💋
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792