خب این عقیده به این دلیل بوجود اومده که ماها واقعن نگاه غلطی به ازدواج داریم
چه برای زن و چه برای مرد، ازدواج نباید یک ابزار برای رفع کمبودها باشه، چه کمبود مالی و چه شخصیتی. مردی رو تصور کنید که از مادرش محبتی ندیده و حالا می خواد ازدواج کنه برای اینکه یک نوع محبت زنانه دریافت بکنه، خب زندگی کردن با همچی مردی مثل بازی کردن با اتیش می مونه. همین جریان برای خانم هم صدق می کنه. کسی که توی منزل پدرش از نظر ازادی های اجتماعی، مهر و محبت و مسائل مالی در فشار بوده حالا می خواد شوهر بکنه و بدون اینکه به خودش زحمتی بده همه چیزو جبران بکنه
جبران کمبودهایی که ما از طرف والدین داریم فقط به عهده خودمون هست و نه همسر. کسی چه گناهی کرده که بخواد تاوان یک عمر بی مسئولیتی والدین شخص دیگری رو متحمل بشه
ما ازدواج می کنیم برای اینکه رابطه زناشویی یک پیوند بسیار عمیق روحی و عاطفیه که روح انسان رو تغذیه می کنه. من این رو واقعن قبول دارم که هیچکس نه پدر و مادر، نه خواهر و برادر، نه دوست و نه بچه برای ادم نمی مونه اما همسر چرا.