یه سوال داشتم بهش زنگ زدم جوابمو داد برای بار اول که باهاش حرف میزدم صداش آرامشبخش بود ،بهش پیام دادم جواب میداد کلا خوش خنده بود میخندید دل ادمو زیر رو میکرد تموم فکرو ذکرم این بود فقط باهاش باشم بدون اینکه دیده باشمش فقط صداشو اونم یه بار شنیده بود ،از احساسم چیزی نگفتم تا خودش بهم گفت میدونم عاشقمی به عشقم اعتراف کردم اونم میگفت عاشقت شدم ،ولی آخر سر خودشو کنار کشید با اینکه هنوز ولی دیگه اون آدم سابق نیست دلم برای روزهای که خوب حرف میزد تنگ شده ،همیشه وتا جایی که تونستم هواشو داشتم اونم هوامو داشته ولی حالا دیگه نه اگه بمیرمم براش فرقی نمیکنه ولی من هنوز عاشقشم از روز اول بیشتر ،دلم به حال خودم میسوزه که بابی مهریاش ورفتار سردش با دلشکستنهای پشت سرهمش هنوز قلبم دیوانه وار میخواد ش 💔💔😔
یکی گفت چرا خدا رو دوست داری🤔 گفتم تو عاشق کسی که هر لحظه میتونه مچت و بگیره ولی به جاش دستتو میگیره
نه بابا فامیل نبودیم 7 سالم بود تو کوچه دعوا میکردیم اونم منو هل داد اومد جلم وایستاد دستاشو اینور و اونور گذاشت ازم خیلی نزدیک شده بود منم عاشقش شدم اون قبل از من عاشقم شده بود بعد اونوقت خونشون از اون محله رفت ندیدمش بعد 6 سال 13 سالم بود پیداش کردم هنوز همدیگرو دوست داشتیم بعد دیگه عشقمون ادامه داشت تا الان
[QUOTE=140600811]نه واقعا اینارو جدی گفتین ؟ آخه خیلییی شبیه به منه اتفاقات زندگیتون میخوام بب ...
من سه سالگی دیدمش 😂 بعدم اونا رفتن کلا یه شهر دیگه دوباره 8 سال بعد دیدمش دیگه ندیدمش تا یه سال پیش که تو اینستا دیدمش و الان که چندماهه خودمو معرفی کردم و مشناستم 😀