منم بچم همینطور بود تا صبح توخونه بغلش میکردم راه میرفتم اونم گریه میکرد .هوا که دوشن میشد میخوابید .منم اون مسرم صبحانه میدادم میفرستادم مدرسه ولی خوشبختانه بعضی روزها شوهرم بچه رو میگرفت من یکم میخوابیدم.ایت الکرسی وناس وفلق زیاد بخون وذکر ماشاءالله لا حول علی قوته الا بلا .ذکر درستش برات میفرستم