من برعکس مادره میدیدن خوششون میومدپسراهم خوشش میومد
پسراهم خششون میومدماهم راضی بودن همه برام اینجوربودن هاا نه اینکه بگم یکی دوتا یه خواستگارداشتم که هروزیاباپرایدیاباوانت خودشو مامانش میومدن باباموراصی کنن ازدواج کنم باهاش اخرشم نشد😅یه بارم توعروسی دخترعموی همسرم همودیدیم که مدام نگامیکردهرجامیرفتم میومد😰پسره هم خوشگل بودهم خوش هیکل خودم راصی بودم ولی بابام ازش خوشش نمی اومد😔