2777
2789
عنوان

از شیر گرفتن

| مشاهده متن کامل بحث + 197 بازدید | 32 پست
شب هر وقت بیدار شد بهش اب بده و خوابش رو برگردون

دوماهه دیگه شب بیدار میشه شیر نمیدم آب میدم خانومی منظورم اینه شیر صبره چیه بهش میگن؟  میگن تا یکی دو بار توی خواب بدید 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
منم تویه روزتصمیم گرفتم ودیگه بهش شیرندادم.به نظرمگ توشب هم بهش شیرنده.من حدودیک هفته ازناراحتی گریه ...

واقعا واسه مادر سختتره با این حجم وابستگی 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ایشالله به سلامتی منم خیلی دلم میخواد بچمو از شیر بگیرم ولی فعلا ۱۶ماهشه

سلامت باشی خانومی اگر میتونی بهش بده تا دو سالگی تو قرآن گفته 24 ماه قمری.  گناه دارن طفلکا 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
نه يه دفعه قطعش نكن شب تاسه چهارروزبهش بده بعدديگه نميخوره ،،من شبه اول تاصبح ندادم بعدصبح موقع بيدا ...

وای بمیرم براش😢

فقط 1 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
مورد علاقه هام:یوگاو مدیتیشن🧘‍♀️کتاب📚کوهنوردی🏔پیاده روی با ی دوست👭صدای هو هوی بادوبارون و رعد وبرق🌩🌧طبیعت بعداز زدن بارون🏕طلوع و غروب خورشید🌄🌅صدای جغد و کلاغ و جیرجیرک و پارس سگ و صدای الاغ و زنگوله ی گله🦗🐩🦉🐦‍⬛بوی گل و چمن و درخت🌹🌳بوی قهوه☕️راه رفتن بدون کفش وجوراب روی چمن🦶🦶دلخوشیا کم نیستن کافیه با دقت بهشون فکر کنیم و اهمیت بدیم و ببینیم🧚‍♀️
من از عطاری صبر زرد خریدم خییلی تلخ بود یکبار زبون زد دیگه لب نزد.منم خییلی استرس داشتم ولی خداروشکر ...

من چسب برق زدم     

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
شیر خودتونو میدادین یا شیر خشک منم باید بگیرمش شیر خشکیه دخترم یسالو۱۰ ماهشه

من شیر خودم. 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
منم دوروزه ازشیرگرفتم خیلی راحت،شیرخشکیه 

به سلامتی مبارکه 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
نه يه دفعه قطعش نكن شب تاسه چهارروزبهش بده بعدديگه نميخوره ،،من شبه اول تاصبح ندادم بعدصبح موقع بيدا ...

دقیقا دختر منم با بغض بوس میکنه میگه درد.... الهی بمیرم. شبا فقط موقع خواب بهش میدادم این دو سه ماه اخیر تا صبح دیگه بهش نمیدادم شیر. 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
خوب پس خوبه شب بهش نده ان شالله راحت بتونی و دوتاتون اذیت نشین

ناراحتی و غصه دخترم واسم خیلی سخته 

شنیدم دعای نی نی سایتی ها خیلی زود میگیره. خدایا یه مشکل و گره خیلی بزرگ تو زندگیمه برطرفش کن دوستان گلم التماس دعا دارم. هرکی دعا کرد برام بهم بگه براش صلوات بفرستم 
ناراحتی و غصه دخترم واسم خیلی سخته 

مشغولش کن خوراکیای که دوست داره بهش بده هر وقت بی قراری کرد یه چیزی بهش بده

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️

https://www.ninisite.com/discussion/topic/4476780/ختم-صلوات-برای-مشکل-دوستم?      با اجازه اسی postId=139702653

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دنا_  |  13 ساعت پیش
توسط   yebandeiekhoda  |  7 ساعت پیش