کل خانواده شوهرم خانواده مادرم داییم خاله هام همه.حالا ما جاام داریم واسه مسافرت هرچقدر مادرمو شوهرم گفتن گفتم اصلا بچه کوچیک داریم با جونش بازی نمیکنم اخرم یکی از خاله هام ناراحت شد ک چون میخوای مارو نبری اینجوری میگی والا
اره البته تا دیروز خوب بود امروز زهر شد یه دختریه از شوهرم خوشس مبا هی بهش نخ میده حالا شوهرم رفت ویلای داداشش گفت هر وقت یارا رفت من میام از عصر که دوس پسر از این موصوع عصبی شد خودش رفت باربدم اومد معلوم نیست قرارا چی بشه 😢احتمالا اگه اومد بر مبگروم اگه نه که میمونیم فعلا