چن وقت پیش شوهرم گف ی صندلی آشپزخونه رو میبرم برا ی
فامیل که مریضه و عمل کرده صندلی نداره بشینه روش و میارمش. من کلا یادم رفت. الان که جا ب جا شدیم میگم صندلی کجاست میگه خونه مادرم روش نماز میخونه! بی اجازه من صاحب شدن
when life leaves us blind...L♡VE keeps us kind... تو فقط دلت بخاد ی روزی مال هم بشیم❤❤التماسش به خدا، حاجت و نذرش با من❤❤های✋ مای نِیم ایز : ها؟؟🤔 مای نِیم ایز : وات؟؟🤔 مای نِیم ایز : عااااادلهههههه😎😒های کیدز🤚☺دو یو لایک وایلنس؟؟😀😀😐آهای خوشگل عاشق °°° آهای عمر دقایق °°° آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق😍🎆...I have died everyday waiting for you...Darling don't be afraid... I have loved you for a thousand years... I'll love you for a thousand more.. ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن😍😍ای که حرفای قشنگت منو آشتی داده با من❤❤❤❤
تاپیکامو بخون ببین اونا با من چه کردن. خونمو گرفتن منو بیرون کردن الان تو خونه من زندگی میکنن چون شوهرم نمیتونه از حقم دفاع کنه. ی شیشه مربا خونه ما باشه صدبار پیغام میده بیارش
مردا همیشه پررو تشریف دارن. الان شوهر من داشت هی میگفت انقدر که مامانت دور و بر داداشت داره، غش میکنه براش و... هر چی هم اونو زنش بدی کنن باز ذوقشون میکنه، منم حرصم گرفت گفتم ننه خودت تا قبل از اینکه زن داداشت همه رو به دادگاه بکشونه مونده بود قند تو دهن زن داداشت بذاره، به قرآن انقدر دورشون بود، یادمه دختراش میفرستاد خونه مادر خانم پسرش که لباساشون بشورن براشون، حالا که دیگه گندشون دراومد، یه خورده جدی شدن این یادش رفته. حالا شوهر من خودش هر چی بگه مهم نیست اما من اسم ننه انترشو آوردم بهش برخورد رفت تو اتاقش مثلا درس بخونه، یه مشتم زد تو دست من عوضی