همسایه قدیمی مامان بزرگم اینا بودن بعد تعریف میکنه مامان بزرگم میگه دامادشون ۷ سال نبودش کلا گم گور شده بعد تازگیا چاهشون میگیره و فلان نکه استخونا رو آب برده اونجا گرفته ایناهم که اومده بودن اونجا زنگ زدن پلیس و فهمیدن دامادرو کشتن حیاطشون خاک کردن و اون غضروفیه پاش فقط مونده بوده مادر زنه میزد تو سره خودش گریه میکرده اصلا یه وضعی
چجوری اخههه فک کن بکشی چال کنی هعی راه بری روش😐