2777
عنوان

چرا مهمونیام اینجوری میشه؟

| مشاهده متن کامل بحث + 2356 بازدید | 155 پست
لیوانات تمیزن؟ قاشق چنگالت؟من یه زندایی دارم خیلی خوش اخلاقه ولی اهمیت به تمیزی نمیده مثلا لبه لیوان ...

نه گلم ناراحت نمیشم. اشکال نداره. ولی تا اونجایی که خودم میدونم رو این چیزا وسواس دارم. خیلی دقت میکنم

منم خونه کسایی که صمیمی هستیم اینطوریم...بقیه جاها مثلا یکم میزارم تهش بمونه😂😂اما تو دلم میگم اه ک ...

وااای حالا اسی ناراحته که چرا مهموناش نخوردن

من یه فامیل دارم اتفاقا همیشه اداشونو برا مامانم در میارم کلی میخندیم

میان خونمون از همه چی کلی میخورن بعد میری خونشون خودشو دختراش قشنگ هماهنگ میگن ای ای ای مگه گاویم اینهمه بخوریم دیگه جا نداریم😂

بعد ماکه مهمون باشیم هم ناخوداگاه سیری کادب میگیریم رومون نمیشه هیچی بخوریم

دوباره میسازمت💪

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

من یادمه یه بار برای دوستام دسر پودینگ شکلاتی درست کردم، ازین آماده‌ها هم نبود و کلی زحمت کشیده بودم ...

ای بابا 

خب به ذائقشون نخورده 

خب نمیشه که قبل هرمهمونی تماس بگیری بگی فلانی تو چی دوستدداری  ولی درنهایت اینجور چیزا ریسکه معمولا باید یه چیزی درست کنی که کمتر کسی باهاش مشکل داره پیتزا اماده میکردی یا اسنک یا یه فینگرفود 

منم پودینگ ندوس 😂🥺🥺🥺🥺

نوش جانت😀

فدااا😬😌🥰

یکی از رویاهام اینه که برم تو کارخونه پنیر پیتزا غلت بزنم تو پنیرا کشششش بیارم و بیرون نیام🤤😋فانتزی دیگمم این بود شوهرم رئیس کارخونه باشه منم مدیر عاملش کنه😁اینم نشد دیگه. فانتزی دیگمم این بود که شوهرم فست فودی داشته باشه و من مدام پیتزا بقولم😬 این نشد😂زندگی به کام من،کلا نشد🙃

فداسرت نخورن!!تو این گرونی دعوت کنی خرید کنی درست کنی تعارفم کنی نخورن ؟؟

با کسی که حالت خراب میکنه رفت و آمد نکن یا تو هم رفتی خونشون همینجوری رفتار کن ببینن چقدر کارشون زشته


خسته ام از حمل کردن بعضی چیزها، نه میتونم به کسی توضیحش بدم، نه میتونم باهاشون کنار بیام و نه راهی برای خلاص شدن ازشون پیدا میکنم ...!

واقعن حق داری. خب آدم تو ذوقش میخوره. حداقل یکمی مراعات کنن. 

همووون

حالا مثلا می‌دونم که مادرشوهرم کلا ژله دوس نداره یا فلانی کلا چایی نمی‌خوره ولی اینکه هی پذیرایی کنم هیچی برندارن، من باشم واقعا یخ میشم و فک می‌کنم یه مشکلی هست

عکس یکی از غذاهات رو بفرست💎

من ريخته ام در رگ تو شیره ی جان❤هی چرخ بزن در من و دل را بتکان❤این هم نفسی، چه حس و حالی دارد❤ در پیکر من دو قلب دارد ضربان💞21آذر99 بی بی چکم مثبت شد خدایا هزاران بارشکرت😍😍پسرم مبتلا ب هیپوسپادیاسه سوالی داشتین خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم اگر اطلاعاتی هم در این زمینه دارین ممنون میشم بهم بگین❤️

من خیلی کم غذام بخاطر مشکل مری مجبورم وعده های کوچیک و زیاد بخورم اما حتما مهمونی میرم از همه چی امتحان میکنم بلاخره طرف زحمت کشید شاید دلش بخاد از همه ی غذاهاش بخوریم یا پیش خودش فک کن فلان غذا رو نخوردن دوس نداشتن یا بد شده


حالا من یکی از فامیلام خودشون کم غذا میخورن ما خوش خوراکیم خانوادگی میری خونشون مثلا دوتا دیس قد یه بشقابه خودمون برنج میذارن سر سفره

ما که هربار میریم گشنه برمیگردیم

شما# مث ایشون نباشید قشنگ زیاد بدارید غذا سر سفره😂

دوباره میسازمت💪

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827