خعععلییییییی
جالبه شاکی بود قبلش میگف چرا ابراز علاقه نمیکنی من سرد شدمحسمی طرفه بوده وفلان منم ابراز علاقه کردمو بهشم اثبات کردم با حرفام که منم به فکرش بودم مثه روانیا گذاشت رفت گف نه ادامه ندیم اشغال میخواستمبگمرفتنی باید بره بیا یه لقمه نون پنیرم بدمبت وسط راه ضعف نکنی برگردی
میگف بعدا ازمتشکر میکنی به کسی دل نبندی میخواستمبش بگم دیوث خوبه خودت ابراز علاقم.میکردی!!!
ولی دیگه تجربه خوبی بود محاله دل ببندمبه کسی