خاطره شب خواستگاری رفتیم تو اتاق یا کلا توی جمع رو بگین یا اگه خواستگاری رو رد کردین یا سوتی دادین یا اون طرف سوتی داده بگین
اول خودم 😁😁😁
من وقتی شوهرم اومده بود خواستگاری خیلیی خجالت میکشید ولی من پرو پرو نگاهش میکردم و اصلا انگار ن انگار ها راستی ب خاطر کار شوهرم ساعت ۱۰ونیم شب اومدن 😂دیگه تا میوه و شیرینی و چایی آوردم و حرف اقتصاد مملکت بود شد ۱۱و نیم بعد ما ۱۱ ونیم رفتیم تو اتاق هی تا میدید ساکتیم میگفت تموم شد بریم؟ 😂هی میخندیدیم و صدای خندمون خونه رو بر میداشت یا یهو یاکت می شدیم این وسطم هی داداش ۲سالم میومد در اتاق و باز میکرد میگف در باز باشه بعد میرفت آخر به شوهرم گفت آقا میفهمی در باز باشه!!ما تا ساعت ۲ تو اتاق بودیم و داشتیم حرف میزدیم از آخر بابا گف اگه تموم شد بیاین بیرون ک ما میخوایم بخابیما😂