خانوما ما ترک هسیم و از این لباس ترکیای گرون و اینا برا عروسیا میخریم بعد عروسی در راهه و من دوتا لباس دارم که خودم شاید دوبار پوشیدمش و هنوز نزاشتم یه گلش بریزه یه بارم شب عروسیم دادم بر خواهرم یه شبم بر خواهر شوهرم لباسی که ماله شب حنابندونم بود ...بعد من الانه حامله هستم عروسی تو راهه از یکماه قبل همینطور ذهن من درگیره چون خودم نمیتونم لباس بپوشم توقع دارن لباسم و حراج کنم بدم بر ۳.۴ نفر و با تمام امکانات بدمشون ..خواهرم از قبل گفت بهش گفتم باشه میدم الان دیشب خواهر شوهرمو دیدم چنان کج کج باهام رفتار میکرد برا لباس که دیشب تا حالا اعصابم خرده نمیدونم چیکار کنم انگار ارث باباشو ازم میخاست فقط ..بعد اعصابم خرد بود به خواهرمم پیام دادم خواهرشوهرام افتادن جونم لباسو اصلن به کسی نمیخام بدم اینم اینجا نوشت آره ناراحت شدم و فلان واقعا اعصابم خرد انگار همه ارث باباشون ازم میخان نمیدونم چیکار کنم
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
الان ناراحتی اونا از ناراحتی و اعصاب خردی خودت مهمتر بود؟؟؟ تو قرار مادر بشی اینارو به بچه ات یاد بدی روابطشو چجوری پیش ببره و... نگران تایید دیگران نباید باشی خودتو داغون کنی که اونا میخوان لباس تورو بپوشن؟ برای خودت حیفه؟ تو پولتو دوس نداری اونا دوس دارن؟ اونام خوب جایی گیر اوردن هربار هی لباس لباس و حتما هزار توقع نا به جای دیگه😏 قوی و پر اراده باش خیلی محکم و با احترام تغییر کن اینجا بهشت نیست توام مجبور نیستی فرشته باشی، خوبی کن محبت کن گذشت کن ببخش اما نه به قیمت بد شدن حال خودت نه از ترس اینکه وای الان ناراحت شد و... بدون بحث و کل کل بگو قبلا هر رفتاری داشتم الان ندارم نه چیزی میخوام نه چیزی میدم به کسی یه روزی یه جایی بخوامم خواهرم در الویته نترس و مطمئن باش جنگ نمیشه تو در کمال آرامشو راحتی حرفای منطقیتو بزن کلا قانونمند باش تو همه چی بذار بدونن باید بهت احترام بذارن مراقب باشن و... در عین حال در حد نرمال و عادی مهربون و دوس داشتنی ام باش
الان ناراحتی اونا از ناراحتی و اعصاب خردی خودت مهمتر بود؟؟؟ تو قرار مادر بشی اینارو به بچه ات یاد بد ...
واقعا حرفای خوبی زدید ..من دیگه از بس مهربون و با محبت بودم همون با خواهر خودمم انگار ساده گیر اوردن زور میگن بده بعدم الان که گفتم نه ناراحتیم و فلان و بیسان