پسری همکار بودم اوایل حسی بینمون نبود اونم از عشق قبلیش حرف میزد که خیلی دختر خوبی بود و من موقعیت نداشتم ازدواج کرد بعدا معلوم شد دختر الکی بهش گفته بود به بهونه ازدواج ولش کرد
اون موقع بهم میگف مثه اون دیگه نمیتونم پیدا کنم..
گذشتو ما بهم علاقه مند شدیم البته اول اون این حسو داشت . باهم دوست شدیم اونم همون اول اشنایی حرف ازدواجو زد
یه بار که سر موضوعی دعوا کردیم اون معذرت خواهی کرد من حرفشو قبول نکردم یه دفه گف واسه همین میگفتم مثه مریم(عشق قبلیش)پیدا نمیشه
تو بخاطر کاری که نکردم داری مغزمو میترکونی
بعد این حرف ازم معذرت خواست ولی من دیگه حسی بهش ندارم چیکار کنم
برای اینکه علاقشو ثابت کنه خیلی کارا برام کرد
ولی فکر اینکه هنوز به اون قک میکنه یا منو مقایسه میکنه اذیتم میکنه
متاسفانه خیلی دوسش دارم😔