الان مردم برای پسر مجردش هم که حتی نتونسته ازدواج کنه حرف در میارن

من خودم یه بار یادمه طرف میگفت من اگر بفهمم کسی تو ساختمان ما مجرد هست بیرونش میکنم!!!!!

یکی نیست بگه مگه اون طرف کاری به تو داره یا برای تو خطری داره؟

و یا تو مگه چه کاره هستی؟ به چه گناهی؟به چه جرمی؟؟

طرف شاید به خاطر شرایط خاصی که داره نمیتونه ازدواج کنه و برای خودش خونه داره .چون مجرده حق زندگی نداره؟؟؟!!!

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

اگر واقعا انتخاب خودش باشه، چرا که نه؟

گفت دانایی که گرگی خیره سر/هست پنهان در نهاد هربشر/ هر که گرگش را دراندازد به خاک/رفته رفته می شود انسان پاک/هرکه با گرگش مدارا می کند/خلق و خوی گرگ پیدا می کند/هر که از گرگش خورد دائم شکست/گرچه انسان می نماید، گرگ هست
خب آدم بعد یه سنی دلش نمیخواد برا هر کارش توضیح بده آرامش بیشتر آزادی عمل بیشتر

اگه وضعیت خونه تون نا آرومه حق داری، ولی برا جواب پس دادن میشه آدم یه کم رفتارش عوض کنه به خونواده هم یاد بده که بزرگ شده و قرار نیس جواب پس بده، ولی اینکه تو یه شهر باشین برین یه خونه دیگه، معایب مزایا رو بزاری کنار هم به نظرم نمیصرفه اصلا، چه برا دختر چه پسر

هرچی آرزوی خوبه مال تو 🤗
خب پدر مادرمو تنها بذارم یکم اذیتم میکنه

خب دیگه منم میگم با خانوادت زندگی کن عشق و حالتم کن

تنهابی که خوب نیست

کاشت ناخن سبکِ روسی😌❤زیبا و عَسَلی مَسَلی NAIL BY MARAl💅 حافظ سوره قل هوالله احد،   سوم راهنمايي که بودم. يه معلم داشتيم که مي گفت هر انساني صورتش شبيهِ یِ حیوونِ  حالا بنظرتون شما شبيهِ چه حيوني هستيد؟! هر کي براي خودش يه چيزي در مياورد. يه دوست داشتم اسمش سميّه بود. کپِ پنگوئن بود. هميشه هم مثلِ پنگوئن راه مي رفت. اما بلند شد با افتخار گفت: « من سگِ پا کوتاه هستم.» مام چيزي نگفتيم دلش بکشنه. چه اشکال داره؟ سگ نجيبِ خوبِ. بذار باشه.يادمِ اون موقع بيشتريا آهو بودن. يعني به هر کي که مي رسيد چند بار پلک مي زد مي گفت من شبيهِ آهو هستم. حالا شبيهِ هر چي بودن اِلا آهو… يکيشون که کُپِ بوزينه بود. يعني با بوزينه مثل گوجه اي مي موندن که از وسط له شده باشن ها اما باز رو يه پا واستاد گفت من آهو هستم.خلاصه به ما که رسيد ما راس و حسيني صاف واستاديم گفتيم به ما مي گن شتر. نمي دونم چرا کلِ کلاس ترکيد.چه کنم خو؟ اين داييمون از بچگي واس خاطرِ لبامون به ما مي گفت شتر. لب شتري، لب شتري از دهنش نمي افتاد اینکه خوبه بعضی وقتام میگفت مارال شبیه شتره معلممونم که تا اون موقع هم خودش و حفظ کرده بود پکيد از خنده 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2847
داغ ترین های تاپیک های امروز