میخوام از زایمانم بگم شاید دکتری مامایی کسی بود و متوجه شد زایمان طبیعی اجباری
چه اثراتی داره
و خانومای باردار از تجربه ی من برای انتخاب نوع زایمانشون استفاده کنند
طولانیه تو چندتا پست میزارم
اربیهشت ماه سال ۹۸ روز ۲۲ سیکلم رابطه محافظت نشده داشتم و باردارشدم تا ۸ روز تاخیر بی بی چک هام منفی بود و ب خاطر اینکه خیالم جمع شه ازمایش دادم!!با بتای ۱۱۰بارداربودم
از هفته ۵ تهوع و بالا اوردنام شروع شد و ۹ ماه تمام بامن همراه بود به شیرینی علاقه داشتم و صورتم پراز جوش بود بینیم باد کرده بود و خوابالو بودم بچم پسربود!
طبق ان تی و پریودم ۲۲ بهمن تاریخ زایمانم بود و طبق انومالی ۲۴ بهمن
خیلی دوس داشتم سزارین شم و از طبیعی ب شدت وحشت داشتم و بگم ک فعالیتم زیاد بود پیاده روی خونه تکونی و.....
۱۵ بهمن شد و من هیج علایمی از زایمان نداشتم ب مطب پزشک مراجعه کردم!دکتر معاینه کرد و امیدواری داد ک هم لگنم عالیه هم ۱ فینگر بازم اگر تا ۱۹ام زایمان نکردم برم بستری شم
روزا گزشت و من هیج دردی نداشتم
۱۹ام با ساک و وسایل پراز استرس بیمارستان رفتم و بستری شدم ب شدت ناراحت بودم چون خیلی دوس داشتم سزارین شم و از طبیعی وحشت داشتم
بستری شدم ماما معاینم کرد در کمال تعجب گفت تو بسته ای ۱ فینگرم باز نیستی وسایلمو گرفتن لباس پوشیدم ازمایش گرفتن سرم وصل کرد و شروع القای درد!امپول فشار
مامای همراه هم گرفتم ک البته هیچ کمک خاصی نکرد و ۴۰۰تومن بابتش پرداخت کردم
دردام شروع شد ابتدای دردام هر ۵ دقیقه بود خلاصه راه رفتم استخر اب گرم ماساژ رو توپ ورزش میکردم ولی معاینه هایی ک میشدم خبری از باز شدن های انچنانی نبود دردا هر ۲ دقیقه شده بود و من هنوز ۲ فینگر بودم
بعداز ۱۰ساعت درد و پیشرفتی ک نداشتم کیسع ابمو پاره کردن
ضربان قلب بچه افت کرده بود و دردای من یک سره شده بود در اخرین معاینه من ۱۳ساعت درد کشیده بودم و فقط ۴ فینگر باز شده بودم با التماس ب دکتر میگفتم چقدر مونده میگفت تا صبح باید تحمل کنی
جیغ میزدم و حالم اصلا خوب نبودمعاینه های ماما ها هر نیمساعت بود و اصلا توجهی ب التماسامنمیکردن بیشتر خودمو باخته بودم چون اصلا باز نمیشدم و دردام بی ثمر بود و ب خاطر قانونی ک گزاشتند اجازه ی سزارین نبود
نوار قلب ب شکمم وصل بود و مدام چک میکردن
صدای ضربان بجه افت کرد کم شد کم شد تا جایی ک شنیده نشد