2777
2789
عنوان

عكس ني ني😍🍇🎈

| مشاهده متن کامل بحث + 385 بازدید | 29 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

علوسک مامانش😘😍🤩

.چ عصبانیه خخ

#سعی کنیم مفیدباشیم .( تجربهمشاورهخانوادگی روانی بالینی دارم) #به نظرمن مظلوم ترین زن دنیا زنیه که یه روز انقدر قوی بود ک غرورشو هیچ کس نمیتونست بشکنه ..تااینکه یک روز یه نفر پیدا میشه و تمام غرورشو به بادمیده دیگه ارخودش میگذره و تمام عمرشو صرف بچه ش میکنه..#به نظر شما چی این دنیا واقعا عدالتی داره؟...!
.چ عصبانیه خخ

دقیقا🤣خیلی خیلی بچه خوش خنده ایه ولی این عکسشو به خاطر جدی بودنش دوست دارم😁

عزیزای دلم لطف میکنین برای سلامتی گل پسرم یه صلوات بفرستین؟اگه فرستادین بگین منم برای حاجت شما صلوات بفرستم مهربونا🤩😍😘
دقیقا🤣خیلی خیلی بچه خوش خنده ایه ولی این عکسشو به خاطر جدی بودنش دوست دارم😁

ای جان خداحفظش کنه

#سعی کنیم مفیدباشیم .( تجربهمشاورهخانوادگی روانی بالینی دارم) #به نظرمن مظلوم ترین زن دنیا زنیه که یه روز انقدر قوی بود ک غرورشو هیچ کس نمیتونست بشکنه ..تااینکه یک روز یه نفر پیدا میشه و تمام غرورشو به بادمیده دیگه ارخودش میگذره و تمام عمرشو صرف بچه ش میکنه..#به نظر شما چی این دنیا واقعا عدالتی داره؟...!
اصن ني ني منو ديدين همه؟؟؟

نه ندیدمممم

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ايناهاااش

وای ماشالله زنده باشه،خیلی بانمکه😍💜💛

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز