من یا خانواده همسرم فعلا زندگی میکنم جمعیتشونم زیاد خونشونم بزرگ موقعی ک افطار میشه سفره ک پهن میشه چون دخترم کوچک و اذیت میکنه من مجبورم بقلش کنم تا وقتی سفره رو میچینن خرابکاری نکنه با شوهرمم واینمیسته اونوقت هر چیزی ک میزارن سر سفره چون همه جاها مشخص و همه مثل روز قبل سر جاشون میشینن منم کنار شوهرم ولی بغد همه چی میزارن جلو رو هرکس مثل لیوان کاسه بشقاب شربت ..... ولی جایی ک من میشینم هیچی نمیزارن حتی قاشق حتی واسه شوهرم میزارن اما من نه تازه جاریمم واسه افطار میاد پیش ما اینم بگم من با این جمعیت زیاد من تو خمه چی کمکشون میکنم بجز چیدن سفره ک اونم دلیلش گفتم و این تنها یک دلیل از کارایی ک من ناراحت میشم ب شوهرمم نگفتم اینو