صبح ساعت ی ربع به هشت اژانس میومد دنبالش..بعد من از شیش و نیم بیدارش کردم و صبحونه اماده کردم و رفتم خوابیدم..ساعت هفت و ربع بیدار شدم دیدم هنوز نه صبحونه خورده نه دوش گرفته..منم گفتم وای فلانی دیرت میشه مث همیشه ..چرا زودتر نرفتی دوش بگیری و زودباش..انقد ناراحت شد 😑