از همه بیشتر من میترسم یه موقع زن قبلیه رو ببینه
زنا هم که ناز و عشوه میان میترسم زندگیم خراب شه
ولی خیلی دوسش دارم
یه سال به خانوادم اصرار کردم ببینیدش و بعد بگید نه
چون خواسته ی خود پسر همهمین بود
کلی تحقیررشدم له شدم
حالا بعد چند ماه دوباره زنگ زده به بابام که میخوام اجازه بدین بیام محل کارتون باهاتون حرف برنن
بابام بعد ۲ سال بخاطرمن قرار اجازه بده
چون عذاب وجدان گرفته
واقعا میترسم الان یه موقعی برام این دیدار مهم بود اما الان دیگه نه
چیکار کنم؟؟؟