2777
2789
عنوان

درد و دل کنیم

| مشاهده متن کامل بحث + 200 بازدید | 26 پست

منم از زندگی بدون عشق خسته شدم. دوست دارم دوست داشته بشم بهم ابراز علاقه بشه توجه بشه قربون صدقم بره باهم بخندیم سر بسر هم بذاریم. 😢😢

دیشب بهش میگم من ازین وضعیت خسته شدم میگه بچه هارو بذار برو. 

دیدم بدون بچه هام نمیتونم برم دهنمو بستم نشستم سرجام

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

نامزد بودیم گفتم عقد کنیم درست میشه . عقد کردیم گفتم برم خونه خودم درست میشه. رفتیم خونمون گفتم بچه بیاریم درست میشه. بچه آوردیم گفتم یکی دیگه بیارم درست میشه. دوتا بچه آوردم که دوستم داشته باشه به زندگیش دلگرم بشه مسولیت پذیر بشه نشد که نشد

منم دلم گرفته .از یه طرف قرنطینه  از یه طرف بی حوصلگی تو زمان حاملگی .تازه من تو شهر غریبم از خانوادم دورم عروس عموم شدم با اینکه کلی فامیل هست ولی نباشن بهتره .منم اولای ازدواجم هی از این برنامه ها داشتیم حوصله نداشت حرف بزنه/البته کلا حرف نمیزنه//میرفت خونه باباش همه رفیقاشو جمع میکرد میاورد خونه خودمون تا صبح تو حیاط بازی میکردن یا تو خونه پی اس بازی میکردن منم درسو دانشگاه داشتم روانی میشدم رفیقاشم میومدن با اونام حرف نمیزد میگفت حرف نزنید بازیتونو کنید از این همه حرف زدن چی یاد گرفتید یه کلام درست و حسابی نمیزنید همش چرت و پرت یکم کتاب بخونید یکم گوش کنید ببینید میتونید نکته بردارید از حرفای دیگران.//اخلاقش هنوزم همونه ولی رفیقاشو کمتر میاره خونه چون برش من بیشتر شده

  
غصه نخور فقط بی محلی درستش می‌کنه پاشو آهنگ بزار  چایی بریزم فیلم نگاه کن فکرشم نکن بدرک

بعضی مردا آرزوشونه بی محلی ببینن تا راحتتر دوری کنن.

الان یه هفته س ماقهریم سر اینکه کلا یه ساعت خونس واسه شام میاد خونه بعد میره پیش دوستاش یک شب میاد صب دوباره میره سر کار.میگم خسته شدم پس کی واسع من شوعری.قهر کرده.منم به خودم نمیگیرم ولی اون ازین وضعیت بیشتر راضیه.دلم میخاد برم یه هفته بمونم خونه مامانم تا حال و هوام عوض بشه

شوهر من مُرده💛💛💛این بار اولی نبود،که توی قلب من میمرد ،اون با نگاهای عجیب کفر منو درمیاورد،هرز میپرید من کشتمش،در فکر کشتن کشتمش،من اون بد لعنتی رو در عشق و نفرت کشتمش،👈شوهرم تو قلب من مرده یعنی خودم کشتمش،امیدوارم خیلی زود واقعا بمیره👉من خیلی آرزو ها داشتم ارزوی داشتن یه زندگی آروم یه خانواده خوشبخت اینکه تو خونمون باهم پشت به پشت با مشکلات روبرو بشیم.آرزوی شنیدن جمله نگران نباش تا ته دنیا باهاتم‌😔آرزوی داشتن دوتا بچه یکی دختر یکی پسر که تو خونمون همیشع صدای خندشون باشه.وقتی شوهرم از سر کار میومد باخنده بریم استقبالش .صدای خوشیمون به آسمون برسه.اما نشد....شوهرم دلش بامن نبود...وقتی من با گریه تو بغلش میگفتم عاشقم باش...اونو تو بغلش میگرفت و میگف بدون تو میمیرم تو عشق منی😢😢😢...وقتی واسه آیندمون خیالپردازی میکردم اونم تو فکر این بود چجوری میتونه اونو دیوونه خودش بکنه ....حالا من موندم و آرزوهایی که شاید دیگه نشه بهشون رسید.منم یه زن جوون با آرزوی یه زندگی معمولی............
مدتهاس دارم تمرین میکنم ولی نمیتونم کلا احساسیم برام سخته

منم بودم. هر روز بهش میگفتم دوست دارم و قربون صدقه و.. جلو همه احترام میذاشتم. هیچ وقت نگفتم فلان چیزو میخوام. مراعات نداشتنشو کردم. ولی دیدم تکراری شدم و جوابمو به بدترین شکل گرفتم. کل این محبتارو قطع کردم. الان بداخلاق نیستم یا جلو بقیه بی احترامی نمیکنم ولی محبت کلامی ندارم. زنگ نمیزنم اس نمیدم. اوایل سخت بود واسم ولی الان نه. بنی ادم بنی عادته. به هر شرایطی خودشو وفق میده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108