اونجا سر بی توجهی های نامزدم همش بحثمون شد تو اوج ذوق کردن دلم شکست تو خلوتمون زدم زیر گریه واسه عوض کردن روحیم هیچ کاری نکرد جز عصبانیت تو راه برگشتن باهم حرف زدیم و عذرخواهی و گل خرید و اینا ولی الان حس میکنم خیلی خسته ام و دیگ هیچ وقت ذوق نمیکنم دلم میخواد دیگ هیچ حسی به هیچکس نشون ندم
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
با این جور مردهاچه طوری رفتار باید کردآیا این ها مغرور نیستن
مغرور نیستن فقط شیوه ی تربیتیشون اینجوریه.حتی اگه دقت کنی تو خانواده ی اینجور ادما مطمئنا موارد مشابهی دیده میشه..اما خب راهکارهای خیلی زیادی وجود داره ک یکم بهبود پیدا کنه رفتار و کرداشون.فقط بلید ب مشاور مراجعه کنه نامزد این اقا و خودشون یه سری رفتهر درمانی ها انجام میدن..خیلی تو کانال های مشاوره دیدم ک همچین مشکلی رو مطرح کردن و مشاور پاسخ داده
هر جا تاپیک لاغری بود منم تگ کنین لطفا.ممنون میشم .
اسی جای ناراحتیو اینا بزاری وقت مناسب بهش بگو من ادم احساسی ای هسم دوس دارم اینجوری باشی کارخجالت اورو غیرعرفی نخاستم انجام بدی توی مسافرت من جز توکسی رو ندارم ک حواسش بهم باشه من نیازدارم بهم توجه کنی