2777
2789
عنوان

ننه و بچا

| مشاهده متن کامل بحث + 105291 بازدید | 18988 پست

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

آرزو شده واسمون😭😭😭😭 امروز بعد ۶ ماه ویتامینو دیدم خشک خشک رفتیم خشک خشک برگشتیم😭😭😭😳 بترکی ک ...


آخه نمی‌دونی من اون شب چه قدر اذیت شدم که ! 

هر چی آب میخوردم تشنگیم برطرف نمیشد . واسه همین گفتم غلط کنم دیگه بخورم

نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
آخش برا کیفش بوده خب ما فک میکردیم زجر میکشیده😂😂 ای دونم یاد پریروز میفتم دوسدارم بگیرم فشارت بدو ...


پریروز چه خبر بووووووود !!!!؟؟ 

من کجام ؟؟

اینجا کجاس ؟؟ 😅😅😅

نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
اره واقعا هرروز دارم ازاین سایت به اون سایت در بدر دنبال عاقبت سهما تفففف به این پول 😅😅😅 آررررره ...


نگم برات ، چه آقایی بود 😍

حیف شد ندیدی . تی‌تی گفت دیگه نمیذاره 💔

😊

نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
اووووووفففف نتتترکی بابا منم اینو بخورم روش یه بشکه اب میرم بالا 😂😂🤣🤣


😅😅😅😅

کلا یه سینی بود . تنها نبودم ، با فرشته خوردیم 😅

نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
شاملم نشه که فایده نداره پس⁦☹️⁩

2تا نکته هست 

یکی این که یه زمین وررشیش مونده 

یکی دیگم این که این باعث میشه قراردادای بزرگ ببنده و در کل رشد کنه

یه خبر خوب برات دارم🤞 شپنا داره کم کم خبر تجدید ارزیابیش میاد یعنی یه افزایش سرمایه ۴۹درصدی داره که درواقع تاثیری رو پول نداره ولی بعد از اون میخوان سریع تجدید ارزیابی رو شروع کنن 👇 خدا کنه تپل باشه🤓

خو خیسش میکردی بعد میرفتید 🤣🤣🤣🤣🤣

نشد دیگه نشد😂😂😂

هم به خاطر کرونا هم این که دانشگاه بودیم 

هنوزم باورم نمیشه ۶ ماه ندیدمش 😐

گفت از این به بعد تند تند میام میبینمت

ولی از خونه چه جوری برم بیرون؟ به بابام‌چی بگم🤨


وقتی بیست سالم بود، همان روزهایی که همه چیز طعم تازه ای داره و به معنای واقعی جوان هستی، واسه اولین بار گلوم پیش یکی گیر کرد، از اون عشق های اساطیری، عاشق زیباترین دختر دانشکده شدم، سلطان دلبری و غرور، تقریبا همه ی دانشکده بهش پیشنهاد داده بودن و اون همه رو از دم رد کرده بود.

حتی یه بار یکی از استادها بهش پیشنهاد ازدواج داد، می دونی او در جواب چی گفت؟ گفت: هه!

آخه 'هه' هم شد جواب؟ استاد هم اون ترم از لجش هممون رو مردود کرد.

اما خب من فکر می کردم یه جورایی بهم علاقه داره، گاهی وقت ها وسط کلاس حس می کردم داره من رو یواشکی دید می زنه،

ولی تا بر می گشتم داشت تخته رو نگاه می کرد و با دوستش ریز ریز می خندید،

توی اون مدتی که همکلاسی بودیم من حتی یک کلمه هم نتونسته بودم باهاش صحبت کنم.

تا اینکه یه روز وقتی که داشتم بازیگرهای تئاتر جدیدم 'باغ آلبالو' اثر 'چخوف' رو انتخاب می کردم به سرم زد که اونم توی تئاترم بازی کنه،

البته من هیچ وقت از هنرم سو استفاده نمی کردم و این کار رو برخلاف اخلاق مداری یه هنرمند می دونستم، ولی می تونستم به هوای تئاتر حداقل کمی باهاش حرف بزنم، با اینکه حدس می زدم شاید کنف شم و به گفتن یک 'هه' قناعت کنه، ولی رفتم پیشش و قضیه رو واسش گفتم، اون هم رو کرد بهم و گفت: اِ...واقعا؟ باغ آلبالو؟ نقش مادام رانوسکی؟

گفتم: نه! نقش آنیا،دختر مادام رانوسکی

گفت: ولی من مادام رانوسکی رو خیلی دوست دارم!

گفتم: باشه، مادام رانوسکی، تو فقط بیا

خلاصه بهترین روزهای زندگی من شروع شد، صبح ها به شوق دیدنش از خواب بیدار می شدم، عطر می زدم، کلی به خودم می رسیدم، سرخوش بودم، توی پلاتو ساعت ها بهش خیره می موندم و در آخر تمرین تئاتر، گفتگو های دلپذیری بین ما شکل می گرفت.

کاش آن روزها تموم نمی شد، چون زمان تکرار شدنی نیست، دیگه هیچ وقت یه جوان بیست ساله نمی شم، فقط می تونم آرزو کنم خواب آن روزها رو ببینم...

تئاتر باغ آلبالوی من به بهترین شکل با بازی آن دختر زیبا اجرا شد و تراژدیک ترین اثر واسه من رقم خورد، چون روز قبل از اجرا وقتی داشتیم مهمان های ویژه رو دعوت می کردیم از من خواست تا واسه نامزدش اون جلو یه صندلی رزرو کنم، از اون روز به بعد من دیگه یه جوان بیست ساله نبودم، بیست سالگی خیلی زودگذره و پس از اون دیگه چیزی واست تازگی نداره!


نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
آخه نمی‌دونی من اون شب چه قدر اذیت شدم که !  هر چی آب میخوردم تشنگیم برطرف نمیشد . واسه همین گ ...

آره آب زیاد خوردن خیلی بده 🤦‍♀️

بچه ها که آب میخورن میخوابونمشون تکونشون میدم آب تو دلشون تکون میخوره قشنگ صدا میده 

این کارو کردی؟😂

نشد دیگه نشد😂😂😂 هم به خاطر کرونا هم این که دانشگاه بودیم  هنوزم باورم نمیشه ۶ ماه ندیدمش  ...


وقتی همو دیدی دست و بغل گرفتید ؟ 😁

توضیح بده لطفا 😄😄

به بابات بگو با هم‌دانشگاهیم میریم بیرون

نفرت یکی از مخرب‌ترین نوع شرایط ذهنی است . نفرت بدن را مسموم می‌کند و اثرات آن غیرقابل جبران است ● نگرانی یکی از بدترین اشکال فعالیت ذهنی ، بعد از نفرت است که عمیقا خود مخرب است ● هیچ چیز در زندگی اتفاق نمی‌افتد -هیچ چیز- که ابتدا در سطح فکر نباشد !                                                         آیاتی از کتاب گفتگو با خدا _ جلد اول ❤
وقتی همو دیدی دست و بغل گرفتید ؟ 😁 توضیح بده لطفا 😄😄 به بابات بگو با هم‌دانشگاهیم میریم بیرون

نه بابا گفتم که خشک خشک😂😂

البته تا حالا همدیگرو بغل نکردیم😐

میگه کدوم هم دانشگاهیت اسمش چیه 😕 بعدشم میگه نرو خطرناکه کجا میخوای بری آخه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز