بچا خیلی اعصابم خورده دارم گریه میکنم
کالسکه فاطمه خونه بابامه چون حیاط دارن
فاطمه رو بغل کردم از خونه خودم که تو اپارتمانه،اومدم از در بیرون یهو یه ماشین بوق زد فاطمه نیم متر پرید قلبم سوراخ شد بچم ترسید
بهش گفتم چته وحشی دستمو تکون دادم بفهمه
بعد سرمو انداختم پایین بریم با ماشینش پیچید جلو پامون که ما بترسیم مثلا
محلش ندادم
الان میگم چرا زنگ نزدم به پلیس شمارشو بگم اخه😔😔😔😔خیلی اعصابم خورده خیلی
اه