2789
عنوان

آلمان

| مشاهده متن کامل بحث + 490784 بازدید | 6289 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلامم دوست جوناا

ماهرخخخخ جون فکر کنم تا الان باید زاییده باشییییییییییییییییییی الان که 7 اکتبره

قدم نو رسیدش خیلی خیلی مبارک باشهههههههههههه عکسو حتما بذارینننننننننن مام ببینیمممممممم /
.
سلام،

ماهرخ جون این دخمله دیده داره هوا سرد میشه گفته بذار یکمی دیگه تو دل مامیم بمونم... منم پیشاپیش قدرم نو رسیده رو تبریک میگم عزیزم. به سلامتی زایمان کنی.

مهنوش جان راستش نه. پناهندگی خیلی sakhteh ولی به عنوان آخرین raah khoobeh.
در سرزمین قدکوتاهان ,معیارهای سنجش, همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند, چرا توقف کنم.         فروغ فرخزاد
ماهرخ جوننن خدا خفت نکنهههه

نذار بیشتر از موعودش بگذرهه برا منم اینجوری شد وارد هفته 41 شده بودم که دکترم گفته بود بیایی از قبلااا موعودشو گفته بود هفته 40 و 1 روزه که هیچ خبری نشد رفتم دکی گقت ای وایی تو هنوز نزاییدی
برو بخواب که معاینم کنه بعد چشهاشو ریز کرد گفت ببینم درد نداری گفتم من نههههههههه
تعجب کرده بود گفت ولی دهانه رحمت 3 سانت بازه نمیدونم چیکار کرد که دردم شروع شد ولی خیلی خفیف بود . گفت یا باید امشب بزایی یا فردا اگه هم دردت نگرفت باز هم برو بیمارستان

دردام تا 6 صبح بود ولی قابل تامل منم خوابب میخواستم 6 پاشم که دوش بگیرم خوشگل مشگل دیدم همه خوابن باز خوابیدم ولی از درد پا شدید خوابم برد یهو مامانبزرگم میاد بیدارم میکنه که اونموقع متوجه میشم دیگه دردی ندارم دردهام یهو قطع شدن بعد دیگهههههههه انقباض هم نداشتم سر آخر حسابی ترسید ه بودم رفتم بیمارستان . حالا با چه حالی گریه که فک کردم تموم شد . نوار گذاشتن قلبش میزد ولی نا جور بود سر آخر امپول فشار زدن .
سر اخر فهمیدیم نافش اونقدر چرخیده بود جیم شده بود مثه سیم تلفن وقتی زیاد میپیچه جم میشه .

اینشالا که الان دردت بگیره بری بیمارستان من عکس میخوامممممممممممممممم هه هه . بگو ببینم دقیقا هفته چندی ؟؟ نکنه هنوز 40 هفتت نشده دی.
.
رکسانا جون الان چهل هفته و 5 روزم. دکتر گفت دو روز دیگه صبر می کنیم اگر خبری نشد می فرستمت بیمارستان اونجا القای درد رو شروع کنن چون مایع دور بچه هم دیگه کم شده تقریباً .
شبا انقباض دارم دارم ولی درد اصلاً ندارم شب هم که می خوابم انقباض ها از بین میره. حداقل روزی سه چهار ساعت هم پیاده روی دارم ....ولی هیچی به هیچی !
دیگه کم کم دارم از زاییدن نا امید میشم !
ماهرخ جون سر زایمان برای منم دعا کن زایمان راحتی داشته باشم ...این دو ماه هم به خوبی سپری بشه ...
من هفته 31 هستم اما سر نینی بالا هست مشکلی نیست؟؟؟؟
در سرزمین من : نگاه کودکش پر از آرزوست , نگاه جوانش پر از حسرت و نگاه سالمندش پر از افسوس .
سلام ماهرخ جون . اینشالا که زایمان خوبی داشته باشی همه مارو هم دعا کنین . ماله من دیگه اورژانسی شد تا زه اونموقع که تو بیمارستان بودم بهم گفت اگه انقباصات اینجوری نواری در بیاد البته با امپول فشار خفیف بعد میدونی بری خونه دیگه اونموقع بود گفتم اینها دیوونه ان باید امروز زایمان کنم دی. ولی بعد دکترا اومدن گفتن قلب بچه نا جوره .... دیگهه اینجاش اورژانسی شد .

راستییییییییییی میگمااا نکنه تو گوشت شتر خوردی ه هه هه هه میگن اونهایی که گوشت شتر میخورن به جای 9 ماه 12 ماه حامله ان دی. ههههههههههه

منم همش انقباص داشتممم ولی درد نداشتم حالت نشست قورباغه بکن مثه داری تو توالت ایران جیش میکنی اونجوری حالت فنری نرمش بده یعنی بالا پایین کن که واسه زایمان خیلی خوبه واسه من خوب بود کمک میکنه که کشش داشته باشه تو موقع زاییدن.

تند تند بیا خبری بده ار خودت .
.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792