2821
2789
عنوان

همسایه

266 بازدید | 29 پست

کسی با همسایش اهل رفت و آمد هست آخه من با یکی همسایه هام همسن و دوست بودم بعد که باردار شد رفتارش خیلی عوض شد هر دفعه میگفتم بیام پیشت و یا تو بیا پیشم بهانه میاورد گفت منو شوهرم زیاد اهل برو بیا نیستیم خیلی ناراحت شدم جالبه برام کسی که باردار میشه انقد اخلاقش عوض میشه یعنی یا ب خواستش میرسه اصلا خیلی ناراحت شدم حتی شوهرمم خوشش نمیاد رفت و آمد کنم و.....آیا کسی  هم اینطوری بوده .....؟؟؟؟!!

همسایه رفت و امد ممنوع تامام🤚🏻🤚🏻

به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو. نگران این نباش که زندگی‌ات زیر و رو شود. از کجا معلوم زیر زندگی‌ات بهتر از رویش نباشد. شمس تبریزی♥️

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بعضیا اینطورین مثلا دوسته من توی زمان بارداری اگر خانواده طرف رو نمیشناخت هیچچیزی از خونش نمیخورد بخاطر مال حلال و حرام و... شاید این دوستتونم چون شناختی روی شما خیلی نداشته(از نظر درآمدی و...) اینکارو کرده البته این نظر منه شاید کار دوستتون علت دیگه ای داره

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
👋

های دوستم 

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
احتمالا بارداری سختی داره الان نیاز به استراحت بیشتر داره شما هم سریش نشو بهش کمتر برو و بیا و خودت ...

نمیرم نمیام ۶ ماهه که بهشو ندیدم تا برم بیام از همون اول رفتار خاصی داشت ب این نتیجه میرسم با هرکسی رفت وآمدی نداشته باشم دیگه .......شوهرمم دوست نداره 

2824
2823
2791
2779
2792